عواطف شاهانه زياده بر زياده وى را دريافته ملقب بامين الدوله گرديد و خلعت حكومت اصفهان و توابع آن درپوشيد چندگاه ايالت آن ديار به دو مفوض بود و در نظام مهام ملكى و مالى سعى تمام و جد ما لا كلام فرمود پيشكشهاى خوب و خدمات مرغوب كرد و مراسم جانفشانى و كفايترسانى بجاى آورد همگى مطبوع طبع حضرت اعلا و مقبول مزاج و الا افتاد بنابراين پادشاه فريدون جاه امين الدوله را نظام الدوله خطاب داد و پرتو اصناف الطاف بر وجنات حالش انداخت و او را حاكم اصفهان و و كاشان و قم و يزد و ابرقو و قمشه ساخت درجهاش را بيشتر از پيشتر افزود و بر اكثر امراء ترك و تاجيك مقدم فرمود مدتى به ايالت بلاد مذكوره اشتغال داشت و چندى نيز بعلاوه حكومت رايت وزارت فارس برافراشت
چون كارهاى بزرگ و مشاغل سترك به انجام رسانيد و امورات كه در عهده او بود بر وفق خاطر دريا مقاطر شاهى گردانيد خدمات پسنديده او همگى بر وفق فرمان شهريارى افتاد لهذا نظام الدوله از نظامت پاى بر مسند صدارت نهاد مجددا شفقت پادشاهى بيش از پيش وى را دريافته مخلع به خلعت وزارت و مشرف بتشريف صدارت گشت و پايه قدرش از اين و آن و خورد و كلان درگذشت به جهت زيادتى عطوفت شهريار گردون مدار پسرش را بعز مصاهرت مفتخر و سرافراز ساخت و جميع امور مملكت ايران را برأى و رويت وى انداخت درجهء اعتبارش به جائى رسيد كه شاهزادگان بىمشورت او در امر جزوى اقدام نتوانستند نمود چه جاى امور كليه سبحان الله مالك الملك بىنيازى كه زمام اختيار مملكت ايران را به كف كفايت بىاوضاعى و بىدولتى مىسپارد و امور جمهور اعالى و ادانى و افاضل و اراذل را بتدبير چنين شخصى مىگذارد چنان كه مجتهد دار الملك اصفهان بطور فخريه بدين لفظ مىفرمايد كه صدر با من كمال شفقت و نهايت مرحمت را دارد بلى
تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ .
دانائى مىگويد كه بر خردمندان از اينجاى معلوم مىشود كه اين دنياى دون و جهان بوقلمون نزد حضرت بىچون بىاعتبار است و مردود انبياء عظام و مطرود ائمه اطهار است اگر حق سبحانه و تعالى دنيا را مقدار پر پشه وزنى نهادى كف آبى