تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
كه البته در آن خلافى نيست و گفت چون ثابت مىشود اصل پيغمبرى او ؟ من گفتم كه اين سخن مكابره است چرا كه معجزه آن حضرت از غايت شهرت و وضوح احتياج باثبات ندارد معلم اول ارسطو گفته است كه چون معجزه با دعوت نبوت جمع شد ديگر محل تامل نيست . يا اخى السعيد هاتف غيب آواز داد كه يك روز و نيم ديگر از عمر من باقى مانده است مرا بدعا مدد كن و از براى من از جناب اقدس الهى مغفرت خواه و مرا اين زمان نظر به نماز و روزه و زكات و حج و صدقات و مجاهدات نيست و اميد بكرم رب العالمين دارم كه آبروى مرا نريزد و مرا ضايع مطلق نگذارد بنا بر آنچه خود فرموده
إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
و ايمان مقدم اعمال حياتست . يا اخى السعيد چون روح من مفارقت كند هيچ‌كس را خبردار مكن تا وقتى كه مرا بدست خود بشوئى و قبر مرا در ميان اين سنگ‌خاره در ميان حقيقى اين غار بكن چون بكندن قبر مشغول شوى دو نفر از علماء جن كه هريك بزرگ افاضل عصر خودند نزد تو حاضر خواهند شد و مدد تو خواهند نمود تو به‌هيچ‌وجه من الوجوه متعرض حال ايشان مشو و با ايشان مصاحبت منما كه ترا در اين مصيبت يارى مىنمايند و بعد از آن كه قبر مرا تمام كرده باشى و از همه جهت خاطر جمع نموده نزديك پادشاه و علماء و فضلاء رو و بگو كه برادر بزرگ من رحلت كرده به حق اسلام و آخرت و ايمان كه او را ضايع مگذاريد چون ايشان بر من نماز گذارند و باز گردند تو جنازهء مرا بردار كه آن دو جنى ترا مدد خواهند كرد چون مرا بقبر درآوردى بگو خداوندا بنده گنهكار تو را آورده‌ام بر او رحمت كن . و چون مرا مدفون سازى آن كتاب مرا كه در علم يونانى است و آن كتاب ديگر من كه در سحريات و الحاد است بسوزان اگرچه مشهور شده و قانون اعظم مرا نزد پسر عمم منصور فرست و كتاب ديگر مرا كه زاد المسافرين نام دارد نزد سيد الحكماء عيسى بن اسد علوى فرست و آن كتاب ديگر مرا كه در فقه است و دستور اعظم نام دارد بنصر اللّه قاضى بدخشان ده و كتاب اشعار مرا به جهت پادشاه اين كشور نمنكائى ده