و داد ترغيب مىنمودم و در اين مدت ابو سعيد همراه من بود و خدمت مىكرد .
بالفعل ايام عمر من به صد و چهل سال رسيده و قوى در غايت انحطاط شده و عقل روى در نقصان آورده و تقصيرات از حد گذشته در اثناى اين حال هاتف غيبى آواز داد و زوال حيات تقرير كرد و گفت اى پسر خسرو علوى در بلاد حق سبحانه و تعالى تنعم كردى و بعباد او انواع « 1 » معامله نمودى و از لطف او حيات بىاندازه يافتى و در تمام مذاهب راه پيمودى و ارواح سماوى ترا انقياد و نفس تو بنفوس علوى پيوست اين زمان وقت رحيل و هنگام زوال قال و قيل است پس از خواب غفلت بيدار گشتم و بعضى حالات خود را در اين رساله نوشتم تا اهل روزگار را اعتبارى باشد .
يا اخى السعيد روح من از بدن مفارقت خواهد نمود در روز جمعه از ماه ربيع الاول در غار نهنگان بدخشان در هنگامى كه شمس در اسد و قمر در سرطان باشد .
يا اخى السعيد چون ندانم اين مرتبه را كه دريافتم
يا اخى السعيد چون خطاب
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
دررسد اين رساله را باهل اسلام برسان و به رسالت تقصير مكن .
يا اخى السعيد بدان و آگاه باش كه حق سبحانه و تعالى قادر بر حق است و موصوفست بجميع صفات كمال و منزه است از نقصان و زوال ، كتب و رسل و ملائكه او حقند و نشر خلايق در حشر ، و او خالق جزو و كل است و نزول جبرئيل و پرواز نامهها در روز قيامت و جواب و عذاب قبر حق است و افضل انبياء پيغمبر ما است و خلفاء راشدين بعد از او بودهاند و اكرم و افضل و اشجع و سرخيل ايشان جد بزرگوارم امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه الصلاة و السلام است .
يا اخى السعيد حاضر بودى در محفل عراق كه فاريابى را چگونه الزام نمودم دربارهء بحث نشور در زمانى كه مىگفت اگر قيامت حق بودى آنقدر در او تاخير نمىشد من گفتم هرگاه پيغمبر ما از روى كلام الهى بواسطهء جبرائيل خبر داده باشد و وعده فرموده باشد البته در آن وعده خلافى نيست آنچه در كلام الهى وعده داده شده به عمل خواهد آمد فاريابى در آنوقت به من گفت از چه ظاهر مىشود صدق پيغمبر شما
هامش
( 1 ) - نسخه : نوع