سلطان طغرل بن ارسلان شاه بن طغرل بن محمد بن ملكشاه
بعد از پدر پادشاه گرديد و در زمان او اختلال به دولت سلاجقه رسيد بلكه به نهايت انجاميد مفصل اين مجمل آنكه سلطان خوارزمشاه در سنه پانصد و نود قصد عراق كرد قبل از اين به دو سال قتلغ اينانج بن اتابك محمد بن ايلدكز بسبب آنكه مادرش سلطان طغرل را قصد زهر دادن نمود از اين مقدمه كنيزكى آگاه گشته سلطان را اعلام نمود چون شربت مسموم حاضر گرديد سلطان بدان خاتون گفت از اين شربت بخور ناچار بخورد و در ساعت بمرد و سلطان قتلغ را محبوس گردانيد چون خلاص يافت در آنوقت با امراء عراق به خدمت خوارزمشاه شتافت و خوارزم شاه آن نمك به حرام را با لشكر عراق در مقدمه بازگردانيد و سلطان طغرل در سه فرسخى رى لشكرگاه عظيم ساخته قتلغ نزديك لشكر سلطان رسيد سلطان طغرل سوار گشته مصاف داد در اثناى محاربه گرزى بر سر زانوى اسب سلطان خورده بيفتاد و قتلغ به دو رسيده مقتول گردانيد جسد او را پيش خوارزمشاه آوردند و سرش را ببغداد نزد خليفه فرستادند و بعضى اعضاى او را در بازار رى بدار كشيدند و خون اكثر امراء سلطان طغرل را ريختند ،
در تواريخ مسطور است كه يكى از ندماى سلطان طغرل را پيش وزير خوارزم شاه نظام الملك مسعود بن على بردند وزير گفت صيت « 1 » و آوازه طغرل بيك همه اين بود كه طاقت مقدمه پادشاهى اسلام ننمود آن نديم بديهه گفت ،
بيت :
ز بيژن فزون بود هامان به زور * هنر عيب گردد چه برگشت هور
دولت سلجوقيان در مملكت ايران به دو سپرى گشت .
مقال در ذكر احوال بعضى از علماء و عرفاى آن ديار بر سبيل اجمال
مولانا محمد باقر بن مولانا محمد تقى مجلسى ره
فاضل گرانمايه و عالم بلندپايه بود در اكثر علوم گوى تفوق از همگنان ربوده سيما در فن فقه و حديث بهغايت دانا و در تأليف و ترجمه توانا آن مقدار كه كتب عربى و فارسى آورده
هامش
( 1 ) - نسخه : حيلت