غلامان زرين كمر و اين كنيزان سيمينبر و گنجهاى از حد افزون و جواهر از حساب بيرون يكدم بر عمر من نمىتوانند افزود و اينهمه نعمت و حشمت گرهى از محنت و الم من نمىتوانند گشود بدبخت كسانى كه در جمع اسباب دنيوى سعى نمايند و در تحصيل زخارف فانى عمر گرامى ضايع فرمايند بسبب حب مال دشمن اهل كمال شوند و وزر و و بال عامه ناس به گردن گيرند و به هزار رنج و محنت گرد آرند و با هزار سوز و حسرت بوارث گذارند و در روز شمار به عذاب حساب گرفتار شوند و بعقاب مخلد گردند .
سلطان بيدار بخت بعد از تقرير اين سخنان همه آن اموال و اسباب را به حاضران بخشيد و خود را از عذاب حساب فارغ گردانيد و نام نيك در صفحه روزگار يادگار گذاشت و علم ذكر جميل بر سپهر برين برافراشت مدت سه سال و چهار ماه پادشاهى نمود او را پسرى طفل بود فرمود دانم كه امراء مطيع نشوند و منقاد او نگردند او را به اقسنقور احمد ديلمى والى مراغه سپرد و از اين جهان فانى نام نيك برد .
مؤيد الدين ابو الحارث سليمان بن مسعود
بعد از غياث الدين امراء مخالفت كردند بعضى بملك شاه برادرش مايل شدند و جمعى به سليمان شاه كه عم ايشان بود چون سليمان باصفهان رسيد اتابك الكه فارس و سكمه تركان والىگرى خوزستان با وى بود پسر قاضى صدر الدين خجندى اصفهان را بوى سپرد و لشكرگه در حدود همدان بود طلب داشت ايشان متابعت ننمودند سليمان شاه به محاربه آن گروه رفته گرفتار گشت و در سنه پانصد و پنجاه بجور امراء درگذشت مدت پادشاهى او شش ماه بود .
ارسلان شاه بن طغرل بيك
پسران اتابك ايلدگز او را در همدان بسرير پادشاهى نشاندند و خطبه بنام آن شهريار در منابر خواندند مدت پانزده سال و هفت ماه پادشاهى نمود در آن مدت اتابك محمد بن ايلدكز حاكم كل بود ،