عدد مردمان بيفزايد * هريكى را كند دو صد پاره
و امير تيمور گورگانى بنا بر افساد اهل فساد آن ديار را در سنه هفتصد و هشتاد حكم بر قتل عام نموده اكثر مردمش را بديار عدم فرستاد و سلطان مسعود بن سلطان محمود در سنه چهارصد و بيست و سه بدان ولايت استيلا يافته بنا بر خباثت باطنى فرمان بر قتل عام داد « 1 » و اشرف بن مير عبد اللّه « 2 » افغان در سنهء هزار صد و سى و چهار بسبب مخالفت صورى و معنوى تيغ كين بر ايشان نهاد و قتل بافراط كرد و دمار از روزگار ايشان برآورد و گاه نيز لشكر و با و طاعون بهآنجا مىرسيد و مردم را بسيار تلف مىكرد چنان كه در سنه هزار و چهار طاعونى بدان ولايت رسيده اكثر اهالى آنجا به شهر نيستى روان گرديدند و گروه انبوه جلاى وطن كردند .
در كتب متداوله مسطور است كه هركس چهل روز آنجا بماند بخست طبع و لئامت مزاج مبتلا گردد و ديگر گفتهاند در زير نوبت خانه آن ولايت چاهيست چون فكر مدققان عميق ، دجال بدمآل از آن چاه برآمده خلق را به چاه ضلالت خواهد انداخت و مردمان را از دين و ايمان برى خواهد ساخت ، حديث در مذمت اصفهان مشهور و در السنة و افواه مردمان مذكور است معنى حديث آنكه مردمان اصفهان را عفت و عصمت نيست و غيرت و حميت و مروت و سخاوت در آنجا مفقود و نادر است و سماحت ناموجود در تواريخ مسطور است كه ابتداء قحط و غلا در عالم از آنجا ظاهر مىشود .
حاجى لطفعلى بيك شاملو آذر تخلص كه از اشعار شعراى متقدمين و متاخرين كتابى ترتيب داده و اسم آن كتاب را آتشكده نهاده و بزعم فقير اگر اسم آن كتاب را يخچال نمودى بدان كتاب مناسبتر بودى زيرا كه اشعار خنك و ابيات بىمزه بسيار در آن كتاب درج كرده اصفهان را نصف جهان گفته و نصف وصف جهان كرده
دانائى مىگويد كه اين سخن دلالت بر خوبى اصفهان نمىكند بلكه به كنايت مذمت آنجا مىرسد زيرا كه بموجب حديث
الدنيا ملعونة
نصف لعنت جهان بايد در اهل اصفهان بوده باشد ديگر آنكه عظمت شهر سبب مدح و تعريف نمىشود به جهت آنكه
هامش
( 1 ) - مناسب بود كه اين جمله قبل ذكر شده باشد
( 2 ) - نسخه : اشرف بن محمود