تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
و ارزان و به و خربزه‌اش از ساير ميوه‌ها ممتاز و حبوباتش فىالجمله گران و بىامتياز است ، نهر زنده رود كه آن را زاينده رود نيز گويند ابتداى آن از سمت غربى آن ولايت از جبال بختيارى برمىخيزد و از جانب آن شهر گذشته در موضع گاوخانى مىريزد در عجايب المخلوقات آورده كه فاضل آب زاينده رود در موضع گاوخانى فرومىريزد و بعد از مسافت شصت فرسنگ در ولايت كرمان پيدا مىشود و به درياى فارس مىريزد . دانائى مىگويد كه اين روايت مردود خردمندانست زيرا كه زمين گاوخانى فروتر از كرمانست . اهل اصفهان در قديم الزمان يهود بوده‌اند و بدين سبب آنجا را دار اليهود گفته‌اند آنگاه مجوسى شده بعد از ظهور اسلام بر مذهب شافعى عمل مىنمودند به قوت و اهتمام شاهان صفوى شيعه اثنىعشرى گشته‌اند و از ملت آباء و اجداد خويش گذشته‌اند اكنون همگى شيعه اثنىعشرى و قرب هزار باب خانه عيسوى در خارج شهر در قريه جلفا و دويست خانه موسوى و صد خانه سنى سنوى در اندرون شهر سكونت دارند و به‌غايت ذليل و بىاعتبارند مردمش زيرك « 1 » و به تحصيل دنيا راغب و بزخارف آن طالب و مكر و تزوير بر مزاجشان غالب چنان كه در مذمت اهل آنجا گفته‌اند نظم :
اصفهان شهركيست پرنعمت * هرچه در او طلب كنى شايد همه چيزش نكوست الا آنك * اصفهانى در او نمىبايد
عموما به شرارت نفس مشهورند چنان كه در تواريخ مذكور است كه خواجه بهاء الدين ولد خواجه شمس الدين در زمان حكومتش قرب هفتادهزار كس از اهل آن ديار قتل نمود و بعد از وفات بهاء الدين اهل آنجا با هم نزاع كردند زياده بر هفتادهزار نفس كشته شدند و خلاق المعانى كمال الدين اسماعيل اصفهانى از شرارت خلق آنجا رنجيده قطعه‌اى در نفرين آن گروه بسلك نظم كشيده و عن‌قريب بهدف اجابت رسيده لشكر مغول و تاتار بر آنجا استيلا يافته اهالى آن ديار را بقتل رسانيده‌اند و آن قطعه اينست :
اى خداوند هفت سياره * پادشاهى فرست خونخواره تا كه دردشت را چه دشت كند * جوى خون آورد به جوباره
هامش
( 1 ) - بستان : چنان كه لفظ زيرك و اصفهانى در عدد جمل يكى است .