از سلجوق چهار پسر نامدار بل چهار گوهر شاهوار در صفحه روزگار يادگار ماند : اسرائيل ، و ميكائيل ، و موسى ، و يونس . اسرائيل كه جد سلاطين روم است سلطان محمود غزنوى وى را گرفته محبوس ساخت :
مفصل اين مجمل آنكه چون سلطان محمود از كثرت و شوكت آل سلجوق خبر يافت ايلچى نزد ايشان فرستاد و استدعاى قدوم يكى از اولاد سلجوق نمود اسرائيل از ميان برادران متوجه غزنين گرديد چون به خدمت سلطان محمود رسيد سلطان او را تعظيم موفور نمود و با خود بر تخت نشاند و پايه مرتبهاش را به اوج عيوق رساند روزى در اثناى مكالمه با وى گفت اگر وقتى ما را مددى احتياج افتد چه مقدار سوار از خيل شما به اعانت ما تواند آمد اسرائيل سه چوبه تير و كمان داشت يك تير از آن پيش سلطان گذاشت گفت اگر تير را بخيل ارسال نمائى صد هزار سوار بمدد شهريار توجه نمايند سلطان تعجب نموده پرسيد اگر زياده بايد اسرائيل تير ديگر را داد و گفت اگر اين تير را بخيل ارسال فرمائى صد هزار ديگر متوجه خدمت پادشاه خواهند گرديد سلطان گفت اگر زياده احتياج شود اسرائيل تير سيم را تسليم نمود و گفت اگر اين تير را بماوراءالنهر رسانند صد هزار ديگر بيايند سلطان گفت اگر لشكر كافى نباشد اسرائيل كمان را تسليم كرد گفت اگر اين كمان را به ميان اهل ما روان سازى دويست هزار مرد متوجه خدمت شوند سلطان محمود از كثرت آل سلجوق خوف نموده بگرفتن اسرائيل فرمان داد و او را در قلعه كالنجر در حوالى ملتان در حبس نهاد تا فوت شد پسرش قتلمش كه باستخلاص پدر رفته بود چون خبر فوت پدر شنيد از راه بيابان سرخ كلاهان برگرديد با قوم خود پيوسته ايشان را بر انتقام تحريص نمود طايفه سلجوقيه بعد از فوت سلطان محمود از جيحون عبور كرده ايلچى نزد سلطان مسعود فرستادند و جهت سكونت يورتى درخواست كردند سلطان مسعود جواب داد كه انسب به حال سلاجقه آنست كه در مملكت من نباشند چون سلجوقيان اين خبر را شنيدند در مخالفت سلطان مسعود يكدل گرديدند و خاطر بر انتقام اسرائيل قرار دادند و دست قتل و غارت بر ملك سلطان گشادند سلطان مسعود خبر مخالفت ايشان شنيده مهم آن طايفه را سهل
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 610
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٦١٠