تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
آئينه‌دار روى تو اسكندر آئينه‌گر * ساقى بزم كوى تو تركيب ساز جام جم اى شاه مشتاقت منم مشتاق عشاقت منم * در عاشقى طاقت منم تا چند باشى جفت غم از جور اغيار دغا مستدرجين بىحيا * بىحد رود بر من جفا افزون شود بر من ستم اغيار را مطرود كن حساد را مردود كن * اشرار را نابود كن يكباره از شمشير دم گيسوى ليل مدلهم تا گشته ستار الفيا * رخسار روز مبتسم تا گشته كشاف البهم جان محبان سربه‌سر با نورت اى نعم المقر * همواره چون شير و شكر آميخته ما را بهم ارواح اعداى لزج با كبر و كينه مزدوج * همواره بادا ممتزج يكسر بظلمات نقم

من غزليات له فى الاخبار عن ظهور الكامل و افاضة الفيض عن المستفيض الطالب

از در درآمد صبحدم ساقى سيمين ساق ما * آورد بهر دفع سم اندر قدح ترياق ما ز افعى نفس جان گسل مسموم بود اين خسته دل * جام شراب معتدل تعديل كرد اخلاق ما زين مى بيا شام اى پسر بشنو نصيحت از پدر * كين پند ننيوشى اگر البته باشى عاق ما تا كى ز مشاء اى صبىّ تا چند ز اشراق اى غبى * يمشى سويا از نبى بشنو ببين اشراق ما ز اشراق نور وجه هو راه حقيقت را بپو * رب‌المشارق را بجو آن حضرت خلاق ما مشائى اندر راه شو خوش چابك و دلخواه شو * ز اشراق حق آگاه شو در حلقه عشاق ما چند از رواقى اى مضل اندر رواق قهر دل * بنشين و دركش متصل جام مى رواق ما خوش نعمت اللّه از كرم گسترده الوان نعم * بر خوان او بنشين تو هم تا بنگرى رزاق ما خواهى شوى ز اهل نظر تحصيل كن چشم دگر * نور على را مىنگر ز آئينه مشتاق ما

و له قدس اللّه روحه فى الترغيب على الصبر و الجد و التصفية و الوفاء و الذكر و الاستقامة و الدخول فى متابعة الكامل

در راه عشق آن صنم هرگه ترا آيد حرج * در صبر ثابت كن قدم كه الصبر مفتاح الفرج يكدم مياسا از طلب زان‌رو كه من جدّ وجد * مىزن در دل باادب زيرا كه من لجّ ولج
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 576 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى