تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
آن يكى قوسش بود بحر احد * قوس ديگر بحر واحد ذو عدد چيست او ادنى بگو بحر احد * خالص از تعليق و تقييد و عدد لى مع اللّه است اينجا اى على * احمدا تو خود نبى مرسلى احمديت خود حجاب تست بين * خرقه احمد بينداز اى امين در مقام لى مع ما ذا الوصول * مىنگنجد نه نبى و نه رسول تو سراج و بس منيرى احمدا * نوربخش هر ضميرى احمدا گشت طالع از دل صبح احد * منطفى شد آن سراج ذو العدد آن نبوت از ميان شد بر كنار * جلوه‌گر ذات العلى با اقتدار جلوهء ذات آن على مقتدر * چون عيان شد شد نبوت مستتر استتار اينجا نه بطلان و فنا است * بلكه خود تكميل نور كبرياست معنى اطف السراج ابطال نيست * سر اين اطفا به جز اكمال نيست انما اللّه متم نوره * يخرق الاستار عن مستوره چيست اين اتمام تخريق حجاب * پرده وا شد منكشف شد آفتاب نيست اين كشف الغطا ابطال نور * بلكه خود ابطال نور است و ظهور ذات از كشف الغطا شد مستبين * بعد كشف الحجب از دار اليقين هركسى از كشف افزودش كمال * غير ذات آن على ذو الجلال زانكه پيش از كشف شد كامل يقين * شمس حق عين يقينش را ببين در شبش بود آفتاب بىزوال * جلوه‌گر بر ديدهء صاحب كمال در دل انگور مى را ديده بود * در فناى محض شىء را ديده بود سر لو كشف الغطاء از آن جناب « 1 » * اين بود و اللّه اعلم بالصواب

و له ايضا من قصائده

راهيست سوى كوى تو چون موى تو اى محتشم * باريك و تاريك و سيه طولانى و پرپيچ‌وخم بسيار در وى عقدها چون عقدهاى توبه‌تو * بسيار در وى دامها چون دامهاى خم به خم
هامش
( 1 ) - اشاره بفرموده آن حضرت است : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » يعنى اگر پرده برداشته شود مرا يقين زياد نگردد