قال عليه السلام : اطف السراج فقد طلع الصبح
در جوابش گفت اى عادل مزاج * كاى كميل معنوى اطف ؟ ؟ ؟ السراج
اطف مصباحا فان الصبح لاح * سكن المصباح اذ لاح الصباح
صبح لايح چيست آن صبح ازل * حضرت ذات احد عز و جلّ
لام الف در لفظ الصبح اى امير * سوى آن صبح ازل آمد مشير
در جواب پنجمين صبح الازل * ياد كن از قول شاه بىبدل
در جواب چارمين جذب الاحد * جذب آن صبح الازل دان اى سند
چيست آن نور احد صبح ازل * اولست و باطنست و لم يزل
نور واحد چيست مصباح كمال * آخر است و ظاهر است و لا يزال
اينهمه اطلاق و تجريد آمده * اينهمه تعليق و تقييد آمده
نور توحيد است آن لامح سراج * هيكل التوحيد مشكات الزجاج
آن هياكل آن حقايق آمده * از حقايق نور شارق آمده
گاه اللهى و ربانى بود * گاه اعيانى و اكوانى بود
عالم اسماء بود قسم يكم * عالم اكوان بود قسم دوم
قسم اول آمده همچون زجاج * قسم دوم چيست مصباح و سراج
اى كميل خاص اطلق عن قيود * اطف مصباحا بدا صبح الشهود
اين هياكل جمله قيد جان تست * اين حقايق حاجب عينان تست
حاجبين شه كه قوسين آمده * خود حجاب و پردهء عين آمده
از حجاب قاب قوسين كن گذر * ا به « أَوْ أَدْنى » رسى اى بابصر
گر حجاب قاب قوسين بر درى * خوش به خلوتگاه او ادنى درى
چون به او ادنى رسيدى زين دنو * حاصل آمد جان تو سر علو
زانكه حق را در دنو آمد علو * ذات شه را در علو باشد دنو
قاب قوسين چيست بحر احمدى * اجتماع باحدى و بىحدى