جمع كرده خوش بهم جذب و سلوك * جامع وصف عبيد و هم ملوك
مالك ملك بقا شد جان او * غالب آمد بر جهان سلطان او
عاشقان جمله عبيد او شده است * نايب ربانى ظل اللّه است
قال قدس سره : زدنى بيانا
چون كميل از جام پنجم ز آن عقار * مالك ملك بقا شد تاجدار
تاجدارى خواست گردد تاجبخش * بعد معراجش شود معراجبخش
خواست صوفى تا قلندر دل شود * ذات حقرا مظهر كامل شود
حى مطلق خواست قيومى شود * بود دايم خواست ديمومى شود
تاج شاهى خواست بخشد تاجدار * سرّ تؤتى الملك سازد آشكار
تاج بربايد ز فرق پادشاه * تنزع الملكى شود ممن تشاء
كسوت سلطان آن تاج بقا * بر سر ارباب عزّ و ارتقا
آن قلندر جلوهگاه ذات هو * گه ستاند تاج و گه بخشد به تو
شد كميل آن شاه عالىمرتبه * خواست گردد ساقى اين مصطبه
بود مستسقى كنون ساقى شود * نشئه بخش نشئهء باقى شود
گفت كاى ساقى فياض ودود * سادسا زدنى بيانا كى اجود
ساقيا اى شاه كامل بخششم * در گلويم ريز آن جام ششم
تا قلندر دل شوم ساقى شوم * ساقى آن جرعهء باقى شوم
هركه را خواهم دهم جام بقا * هركه را خواهم ببخشم ارتقا
جلوهگاه ذات سبحانى شوم * خوش قلندروند و فردانى شوم
پيش از اين محتاج بودم بعد از اين * گردم از فيض تو مشتاقى مبين
بعد محتاجيم مشتاقى شوم * بعد مخلوقيم خلاقى شوم