تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
جمع كرده خوش بهم جذب و سلوك * جامع وصف عبيد و هم ملوك مالك ملك بقا شد جان او * غالب آمد بر جهان سلطان او عاشقان جمله عبيد او شده است * نايب ربانى ظل اللّه است
قال قدس سره : زدنى بيانا
چون كميل از جام پنجم ز آن عقار * مالك ملك بقا شد تاجدار تاج‌دارى خواست گردد تاج‌بخش * بعد معراجش شود معراج‌بخش خواست صوفى تا قلندر دل شود * ذات حقرا مظهر كامل شود حى مطلق خواست قيومى شود * بود دايم خواست ديمومى شود تاج شاهى خواست بخشد تاجدار * سرّ تؤتى الملك سازد آشكار تاج بربايد ز فرق پادشاه * تنزع الملكى شود ممن تشاء كسوت سلطان آن تاج بقا * بر سر ارباب عزّ و ارتقا آن قلندر جلوه‌گاه ذات هو * گه ستاند تاج و گه بخشد به تو شد كميل آن شاه عالىمرتبه * خواست گردد ساقى اين مصطبه بود مستسقى كنون ساقى شود * نشئه بخش نشئهء باقى شود گفت كاى ساقى فياض ودود * سادسا زدنى بيانا كى اجود ساقيا اى شاه كامل بخششم * در گلويم ريز آن جام ششم تا قلندر دل شوم ساقى شوم * ساقى آن جرعهء باقى شوم هركه را خواهم دهم جام بقا * هركه را خواهم ببخشم ارتقا جلوه‌گاه ذات سبحانى شوم * خوش قلندروند و فردانى شوم پيش از اين محتاج بودم بعد از اين * گردم از فيض تو مشتاقى مبين بعد محتاجيم مشتاقى شوم * بعد مخلوقيم خلاقى شوم