تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
لاجرم تا جانش گردد معتدل * وارهد ز افراط و تفريط مضل خوش كشانيدش ببحر تفرقه * تا ز تعطيلش برد در زندقه جعفر صادق شه عالى اثر * اين‌چنين گفتا باصحاب نظر ان جمعا ينفرد عن تفرقه * محض تعطيل است و عين زندقه ان تفريقا عن الجمع خلا * كان تشبيها و شركا ظاهرا جمع بين الجمع و الفرق اى مدل * هست توحيد قويم معتدل آن حقيقت دان كه از صبح الازل * شارق آيد نور شمع لم يزل پس شود آثار آن لايح ترا * پس شود احكام آن واضح ترا بر مراياى تجلى وجود * بر مجالى ظهور نور جود هريكى از آن مراياى كمال * هريكى از آن مجالى جمال واحديت راست تمثالى دگر * هيكل توحيديست اى بابصر آن هياكل آن تماثيل لطيف * واحديت راست مرآتى شريف وصف وحدت در همه سارى بود * حكم وحدت در همه جارى بود از دم رابع كميل با نظام * كرد چون سير الى اللّه را تمام وقت آن شد كه بارشاد على * متصف گردد به وصف اكملى اولا از يمن شاه پاك ذيل * بود مرد معنوى نامش كميل گشت از جام ساقى جانش مست * وصف تصغير از وجودش رخت بست از دم آن شاه كامل اقتدار * شد كميل معنوى كامل عيار وقت آن شد كه كميل اكمل شود * فاضلى عارج شود افضل شود چون شود سير الى اللّه‌ات تمام * كامل الذاتى تو اى عالىمقام اى عجب زين كامل بىتفرقه * كه كمالش هست عين زندقه مرحبا و حبذا زنديق خاص * كه زند صد طعنه بر صديق خاص كيست اين زنديق غرق بحر جمع * او چه پروانه احد او را چه شمع كيست اين زنديق آن مست عتيق * كه امامش خواند زنديق طريق
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 570 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى