تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
شسته گشتش نقش هشيارى ز دل * ميفزودش عشق و مستى متصل كرة اخرى ز پاكيزه‌دلى * گفت خوش زدنى بيانا يا على در حقيقت نكته واضح‌تر بگو * پرده را بردار و لا يحتر بگو باده را پالوده‌تر كن ساقيم * روى بنما ساقى اشراقيم صاف من زين پيش دردآلود بود * از مى صافت مرا صفوت فزود جرعه‌ام از جود صافىتر بده * قسمتم از فيض وافىتر بده چشم از نور رخت روشن شده * از بهارت گلخنم گلشن شده چشم از نور رخت بىنور نيست * گر ز رخ برقع گشائى دور نيست پرده‌ها دارد جمال شاه ما * تا كه بگشايد دل آگاه ما شاه گر بىپرده آيد در حضور * دل نيارد طاقتش از فرط نور پرده‌ها از نور ظلمت آن جليل * خوش فكنده او به رخسار جميل اهل دل را در مقامات كمال * در پس هر پرده وجد و ذوق و حال انكشاف هر حجابى زين حجب * هست معراجى براى اهل لب چون يكى پرده گشايد شاه دل * دل شود اندر مقامى مستقل مستقل شد دل چه اندر منزلى * بايدش چشمى دگر ، ديگر دلى
قال عليه السلام : جذب الاحدية به صفت التوحيد من غلبة السر
تا مقامى ديگرش اليق بود * منزل ديگر بوى اوفق بود پرده‌پرده پادشاه پاك ذيل * منكشف مىكرد بر چشم كميل چون حجاب سيمش از چشم و دل * منكشف فرمود كردش مستقل باده‌اش پالوده بود و صاف صاف * كرده استدعاى ديگر انكشاف پردهء ديگر گشودش آن ودود * ديده ديگر ببخشيدش ز جود مر حقيقت را چهارم شارحى * شاه فرمودش بقول واضحى الحقيقة ماهى جذب الاحد * بالاحد ما لا يجزى لا يعد
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 567 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى