تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١

من بحر الاسرار

شرح حديث سؤال كميل بن زياد عن مولانا امير المؤمنين عن الحقيقة

قال : يا امير المؤمنين ما الحقيقة ؟
مرتضى آن پادشاه پاك ذيل * ريخته فيض حقيقت بر كميل گفت با او آن كميل پاك دين * ما الحقيقة يا امير المؤمنين خوش از اين دريا نجاتم راه كن * از حقيقت خوش مرا آگاه كن جان من عطشان و تو ساقى جان * ساقى آن بادهء باقى جان يا على مستسقى عطشان منم * تشنه اين چشمه حيوان منم ساقى فياض اين ميخانه تو * مطرب دمساز اين كاشانه تو ساقيا يك جرعه در جامم بريز * جرعه‌ريزا فيض در كامم بريز مطربا يك نغمه بهر گوش من * ساز كن تا رخت بندد هوش من ساقى ميخانه يزدان توئى * مطرب كاشانه سبحان توئى ذوق من اين باده را جاذب شده * سمع من اين نغمه را طالب شده
قال امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام : مالك و الحقيقة
مرتضى گفتا به آن كامل عيار * با حقيقت مر تو را باشد چه‌كار تو كجا و اين حقيقت از كجا * ذره را كو طاقت شمس الضحى ذره‌ئى تو اين حقيقت آفتاب * ذره را با آفتاب حق چه تاب قطره‌اى تو اين حقيقت همچو يم * پيش يم طاقت نيارد قطره نم ذره‌ها را از حضور آفتاب * دايما مىآيد اين‌گونه خطاب