قدس سره فرمودهاند .
بيت :
من آن نيم كه دهم نقد جان بهر شوخى * در خزانه به مهر تو و نشانه تست
و من اللّه التوفيق .
فصل دويم
در ذكر قسمى از اوراد كه در هنگام جمعيت و اقبال و فرصت و فراغ بال اشتغال بايد نمود و اگر حضور و جمعيت و فرصتى و فراغتى نباشد ترك آن را مضرتى نباشد از آن جمله بعد از فراغ از اوراد مذكوره صلاة فجر اگر خواهد كلمه جبرئيليه را بعدد عين الجمع بخواند و همچنين آية القدرة را بعدد خمس عين الجمع مكرر نمايد و آية القدرة مشتمل است بر پنج فعل كه دالست بر پنج اصل لهذا چون بعدد خمس عين الجمع خوانده شود ضمنا رعايت عدد عين الجمع به عمل آمده باشد و در تلاوت آية القدرة و جهة قلب را متوجه حضرت قدرت كامله كه يد اللّه معنويست و لازمه قبض و بسط ظاهر و باطن اعنى منع « 1 » و اعطاء صورت و معنى به كف كفايت و قبضهء ولايت او است نموده انسان كامل را كه مظهر تام مالك الملك و ولايت بخش اولياء هادين و ولايتستان گستاخان راه دين است و در اصطلاح دردكشان مصطبهء توحيد و جرعهنوشان جام تجريد تعبير از وى به قلندر مىكنند كما قال الحافظ العارف .
بيت :
بر در ميكده رندان قلندر باشند * كه ستانند و دهند افسر شاهنشاهى
خشت زير سر و بر تارك هفت اختر پاى * دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهى
و همچنين آية الاعتراف كه مشتملست بر سه فصل و محتويست بر سه اصل بعنوان خطاب با رب الارباب در مقام حضور حضرت نور النور علا سلطانه و جل برهانه بعدد عين الجمع تلاوت نمايد و باصل اول اثبات وحدانيت ذات و باصل ثانى تصديق بقدس صفات نموده و باصل ثالث كه متضمن اعتراف بظلم نفس است اشاره بعدل در افعال نمايد تا به مقتضاى « الاعتراف بالذنب كفارة له » يونسوار از ظلمات بطون حوت طبيعت برآيد كما قال سبحانه و تعالى
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ
هامش
( 1 ) - نسخه : و اعن من