كليه كه واسطهء ايجاد عوالم و رابطهء انعقاد سلسله وجود بنىآدم و برزخ بين الحدوث و القدم است صورت نمىبندد چرا كه از فقرات بلاغت آيات خطب نهج البلاغه كه اخبار مأثور و بموجب بعضى احاديث صحيحه كه بين الخواص و العوام مشهور است البته در حين توليد مولدات و در هنگام توديع حيات حضرت ولايت كليهء بتجلى جلالى و جمالى بر مودع و متولد متجلى مىگردد چنان كه عارف لا ريب حضرت لسان الغيب مىفرمايد .
بيت :
اين جان عاريت كه بحافظ سپرده دوست * روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم
و همچنين در هنگام عود روح به بدن در قبر نيز چون در حقيقت يك نوع از حيات و ممات و يكى از عوالم انتقالى است ظهور حضرت ولايت كليه ضرور و سؤال نكيرين نيز در قبر بىحضور و استيذان از ايشان صورت صدور نمىگيرد در اين اوقات عود روح به بدن باعث وقوع عطسه و ظهور آن آفتاب عالمتاب سپهر وجود موجب ظهور روشنى در نظر مودع و منتقل خواهد بود و از آنجا كه بموجب براهين محكمه طبيعت انسانى از امر معاديه منصرف نمىگردد بر سالك طريق حق لازم و بر متذكرين محقق و متحتم است كه در حين وقوع عطسه به قرائت آية الاستشهاد كه در حقيقت اقرار به عبوديت و استشهاد بر اين معنى از آن حضرتست مواظبت نمايد تا در اين حين كه به علت معاودت روح به بدن متعطس خواهد گرديد بعنوان عادت زبان به آن جارى و از حضرت ولايت كليه و حضرات نكيرين به شهادت بر عبوديت خود و ربوبيت رب الارباب معاونت و يارى نمايد .
و پيوسته در هنگام مشاهده شمع و چراغ ببيان عقايد حقه اسلاميه رطب اللسان گردد تا در هنگامى كه بظهور آفتاب جمال مولى چشمش روشن و بضياء شموع عيون نكيرين بزم عود و محفل قبرش مزين گردد سطوات ظهور نور النور تزلزل در اركان حواس او نينداخته صولت وقوع آن واقعهاش چون وحشتزدگان خاموش نساخته قبل از سؤال باعتبار ساير احوال ببيان عقايد حقه اسلاميه اشتغال نمايد و الحمد اللّه رب العالمين و الصلاة و السلام على محمد و آله اجمعين و صلوات اللّه على الائمة - الطاهرين الهادين المهدين و سلم تسليما كثيرا كثيرا .