تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
آنجا مشهور و معروفست تاريخ وفاتش براقم حروف معلوم نشد او را كتابيست منظوم موسوم بمصباح الارواح و اشعار آبدار از آن بزرگوار يادگار است اين چند بيت از آن كتاب با رباعيات نوشته شد :
تا جنبش دست هست مادام * سايه متحركست ناكام چون سايه ز دست يافت مايه * پس نيست خود آن دو اصل سايه چيزى كه وجود او به خود نيست * هستيش نهادن از خرد نيست هست است و ليك هست مطلق * نزديك حكيم نيست جز حق هستى كه به خود قوام دارد * او نيست و ليك نام دارد بر نقش خود است فتنه نقاش * كس نيست در اين ميان تو خوش باش خود گفت حقيقت و خود اشنيد * و آن روى كه خود نمود خود ديد پس باد يقين كه نيست و اللّه * وجود حقيقيى سوى اللّه
رباعى
او حد در دل مىزنى آخر دل كو * عمرى است كه راه مىروى منزل كو در دنيى دون بىوفا مىگردى * پنجاه و دو چله داشتى حاصل كو
رباعى
اسرار حقيقت نشود حل به سؤال * نى نيز بدر باختن حشمت و مال تا خون نكنى ديدهء دل پنجه سال * هرگز ندهند راهت از قال به حال
رباعى
در مدرسه‌ها جواب گفتارم نيست * در ميكده‌ها صليب و زنارم نيست سرتاسر آفاق به هيچم نخرند * يا رب چه متاعم كه خريدارم نيست
رباعى
گفتم چشمم گفت شرابى كم گير * گفتم جگرم گفت كبابى كم گير گفتم كه دلم گفت كه در كوچه عشق * صد خانه خرابست خرابى كم گير
* * *

وحشى

اصلش از بافق من اعمال كرمانست دانائى بلندپايه و شاعرى گرانمايه است در انواع سخن قادر و بر فنون عشق و عاشقى
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 539 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى