تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
نظم
من آن زنم كه همه كار من نكوكاريست * به زير مقنعه من بسى كله‌داريست درون پرده عصمت كه جايگاه منست * مسافران ميا « 1 » را گذر به دشواريست جمال سايه خود را دريغ مىدارم * از آفتاب كه آن شهر گرد بازاريست نه هر زنى به دو گز مقنعه است كدبانو * نه هر سرى به كلاهى سزاى سرداريست

سلطان مظفر الدين بن سلطان حجاج

به حكم غازان خان در اول سنه ششصد و نود و پنج بر سرير حكومت جلوس نمود مدت هشت سال در كمال استقلال بود آن شهريار صورت خوب و سيرت مرغوب داشت و همواره تخم كرم و احسان بقلوب كافه ناس مىكاشت مدت عمرش بيست و سه سال بود در در سنه هفتصد و سه رحلت نمود .

سلطان شاه جهان بن قطب الدين

بعد از عم‌زاده لواى حكومت برافراشت زندگى بر نهج راستى داشت اولجايتو سلطان رقم عزل بر حكومتش كشيد و دولت ايشان به دو منتهى گرديد و سلطان شاه در شيراز سكونت نمود و صاحب مال فراوان بود مدتى مديد عمر به فراغت گذرانيد آخرالامر بعالم آخرت خراميد از او يك دختر ماند امير مبارز الدين محمد مظفر وى را نكاح كرد جلال الدين شاه شجاع و قطب الدين شاه محمود و عماد الدين احمد از او متولد شدند

گفتار در بيان احوال بعضى از مشايخ آن ديار بطريق اختصار

شاه شجاع قدس سره

آن بزرگوار سرآمد اهل عرفان و سرحلقه اصحاب ايقان بود و ارادت خود را بابو حفص حداد نشابورى درست مىنمود و او مريد عبد اللّه مهدى باوردى و او مريد شيخ سرى سقطى و او مريد شيخ معروف كرخى و او مريد و دربان حضرت على بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء است شاه شجاع از اولاد ملوك بود و ملوكانه سلوك مىفرمود وى گفته است وجدنا فى القباء ما طلبنا فى العباء . يعنى آنچه در عبا طلبيديم در قبا رسيديم . بابو تراب نخشبى
هامش
( 1 ) - كذا