تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
نموده در همان ديار مدفون گرديد آن جناب كتب مفيده تصنيف فرموده است مانند : حديقه ، و طريق التحقيق ، و كارنامه بلخ ، و اله‌نامه همگى منتظم است و ديوان نيز از آن بزرگوار در صفحهء روزگار يادگار است ، الحق جميع تاليفات آن جناب عديل و نظير ندارد سيما كتاب حديقه آن مقدار بيان اذواق و مواجيد و اظهار معرفت و توحيد ننموده كه كسى بيان نموده باشد اين گمنام را با آن جناب اعتقاد تمامست از ديوان و حديقه جناب ايشان مقدارى نوشته شد . نظم :
به سكه شنيدى صفت روم و چين * خيز و بيا ملك سنائى ببين تا همه دل بينى و بىحرص و بخل * تا همه جان بينى و بىكبر و كين پايه نه و چرخ به زير قدم * دست نه و ملك به زير نگين زر نه و كان « 1 » ملكى زيردست * جو نه و اسب فلكى زير زين گاه ولى گويد او هست چنان * گاه عدو گويد او هست چنين او ز همه فارغ و آزاده خوش * چون گل و چون سوسن و چون ياسمين خشم نبوده است بر اعداش هيچ * چشم نديده است بر ابروش چين
و له ايضا
طلب اى عاشقان خوش‌رفتار * طرب اى شاهدان شير شكار تا كى از خانه هان سوى صحرا * تا كى از كعبه هين در خمار چه روى با كلاه در منبر * چه روى با زكام در گلزار خود كلاه و سرت حجاب تواند * تو ميفزاى بر كله دستار كله آنگه نهى كه درافتد * ريك در موزه كيك در شلوار گرچه از مال و گندمت نبود * هم خزينه پر است و هم انبار پس تفاخر مكن كه اندر حشر * گندمت كژدمست و مالت مار ره رها كرده‌اى از آنى گم * عز ندانسته‌اى از آنى خوار نه بدان لعنت است بر ابليس * كه نداند همى يمين و يسار زان بدان لعنت است كاندر دين * علم داند بعلم نكند كار
هامش
( 1 ) - نسخه : دكان