نموده در همان ديار مدفون گرديد آن جناب كتب مفيده تصنيف فرموده است مانند : حديقه ، و طريق التحقيق ، و كارنامه بلخ ، و الهنامه همگى منتظم است و ديوان نيز از آن بزرگوار در صفحهء روزگار يادگار است ، الحق جميع تاليفات آن جناب عديل و نظير ندارد سيما كتاب حديقه آن مقدار بيان اذواق و مواجيد و اظهار معرفت و توحيد ننموده كه كسى بيان نموده باشد اين گمنام را با آن جناب اعتقاد تمامست از ديوان و حديقه جناب ايشان مقدارى نوشته شد .
نظم :
به سكه شنيدى صفت روم و چين * خيز و بيا ملك سنائى ببين
تا همه دل بينى و بىحرص و بخل * تا همه جان بينى و بىكبر و كين
پايه نه و چرخ به زير قدم * دست نه و ملك به زير نگين
زر نه و كان « 1 » ملكى زيردست * جو نه و اسب فلكى زير زين
گاه ولى گويد او هست چنان * گاه عدو گويد او هست چنين
او ز همه فارغ و آزاده خوش * چون گل و چون سوسن و چون ياسمين
خشم نبوده است بر اعداش هيچ * چشم نديده است بر ابروش چين
و له ايضا
طلب اى عاشقان خوشرفتار * طرب اى شاهدان شير شكار
تا كى از خانه هان سوى صحرا * تا كى از كعبه هين در خمار
چه روى با كلاه در منبر * چه روى با زكام در گلزار
خود كلاه و سرت حجاب تواند * تو ميفزاى بر كله دستار
كله آنگه نهى كه درافتد * ريك در موزه كيك در شلوار
گرچه از مال و گندمت نبود * هم خزينه پر است و هم انبار
پس تفاخر مكن كه اندر حشر * گندمت كژدمست و مالت مار
ره رها كردهاى از آنى گم * عز ندانستهاى از آنى خوار
نه بدان لعنت است بر ابليس * كه نداند همى يمين و يسار
زان بدان لعنت است كاندر دين * علم داند بعلم نكند كار
هامش
( 1 ) - نسخه : دكان