تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
رسول اللّه چون آن شانه بشيخ علاء الدوله رسيد آن شانه را در خرقه پيچيده و آن خرقه را در كاغذ پيچيده به خط خود بر آن كاغذ نوشت هذا المشط من امشاط رسول الله وصل الى هذا الضعيف من صاحب رسول الله و هذه الخرقة وصلت من ابى الرضا تن الى هذا الضعيف يعنى اين شانه از شانهاى رسول به اين فقير رسيد از صحبت دار رسول اللّه يعنى بواسطهء آن و آن واسطه شيخ على لالا است و اين خرقه رسيد به اين ضعيف از ابى الرضا تن آن نيز بواسطهء شيخ بزرگوار . و هم شيخ علاء الدوله به خط خود نوشته است كه چنين گويند كه آن امانت براى شيخ رضى الدين لالا بوده است از حضرت رسالت پناه . وفات آن جناب در سيم ربيع الاول سنه ششصد و چهل و دو اتفاق افتاده است اين رباعى از انفاس قدسيه آن بزرگوار است . رباعى :
هم جان به هزار دل گرفتار تو است * هم دل به هزار جان خريدار تو است اندر طلبت نه خواب يابد نه قرار * هركس كه در آرزوى ديدار تو است
در نفحات مسطور است كه پدر شيخ رضى الدين على پسرعم حكيم سنائى است و در وقت عزيمت حج بخراسان آمده و بصحبت خواجه ابو يعقوب يوسف همدانى رسيده است و از مريدان خواجه گرديده است .

الشيخ الكامل مجدود بن آدم السنائى

كه بود آنكه فروكوفت كوس در غزنين * كه بود آنكه علم برفراشت در غزنين محيط فقر سنائى كه از حديقه او * توان گرفت عروسان خلد را كابين چه رازها است در آن نامه حكم مضمر * چه گنجها است در آن دفتر كمال دفين ز ابتداى جهان تا بانقراض سپهر * ز صبح اول آفاق تا بشام مبين در اين گروه چه او نيست هيچ خورد و بزرگ * در اين ميانه از اين نيست هيچ فرد مهين
آن بزرگوار از عظماء روزگار و از كبراى شعرا و صوفيه عالىمقدار است از مبدأ بفيض خاص مخصوص بوده و در جميع السنة آن جناب ستوده است عارف قيومى مولانا رومى با وجود آن فضل و كمال خود را از متابعان آن بزرگوار مىداند و