خسرو شاه بن بهرام شاه
بعد از پدر پادشاه گرديد و در زمان دولت او باركان سلطنت ضعف تمام رسيد ملوك غوريه غزنين و بست را تصرف نمودند و دست استيلا بر ساير مملكت ايشان گشودند خسرو شاه به طرفى رفته در سنه پانصد و پنجاه و پنج وفات يافت .
خسرو ملك بن خسرو شاه
ملقب بتاج الدوله بود بعد از پدر بر سرير حكومت جلوس نمود از كثرت شرب مدام و صحبت ساقيان گل اندام او را پرواى ملكدارى نبود لاجرم سلطان شهاب الدين غورى وى را گرفته مملكت هند را تصرف نمود و دولت ملوك غزنويه به دو زوال يافت . آرى مدت مؤبد و سلطنت مخلد مختص ذات واجب الوجود است .
بيت :
آنكه نمرده است و نميرد خداست * آنكه تغير نپذيرد خداست
مقال در بيان احوال بعض ارباب معارف « 1 » آن ديار بر سبيل اختصار
شيخ رضى الدين على بن شيخ سعيد بن عبد الجليل لالا
عالم عامل و عارف كامل بوده و فضائل صورى را با كمالات معنوى جمع نموده از مريدان شيخ نجم الدين كبرى خوارزمى است بصحبت بسيارى از مشايخ رسيده از صد و بيست ولى خرقه پوشيده چون از جهان فانى رحلت مىنمود از آن جمله صد و سيزده خرقه باقى بود مدتى سفر هندوستان نمود در آنجا صحبت ابو الرضا تن دريافت و امانت جناب رسالت پناه را از وى گرفت چنان كه شيخ علاء الدين سمنانى قدس سره آن را تصحيح فرموده و گفته : « صحب يعنى الشيخ رضى الدين على اللالا صاحب رسول الله ابا الرضا تن ابن ابى نصير رضى الله عنه فاعطاه مشطا من امشاط رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم » يعنى صحبت داشته شيخ رضى الدين على لالا با صحبت دار رسول اللّه ابو الرضا تن پسر نصير پس داد بوى شانهئى از شانهاى
هامش
( 1 ) - نسخه : احوال بعضى معارف .