را نكاح كرد و تيغ كين بر اولاد سلطان محمود نهاده دمار از روزگار ايشان برآورد عاقبت بتيغ امراء غزنويه و بتحريك خرخير امير هندوستان بقتل آمد
فرخ زاد بن سلطان مسعود
ملقب بجمال الدوله بود بعد از قتل طغرل كافر نعمت در سنه چهارصد و چهل و چهار بر تخت سلطنت جلوس نمود غلامى چند بر وى عاصى گرديدند و در حمام قصد وى كردند فرخ زاد تيغ از دست يكى از آن طايفه گرفته چندان تلاش كرد كه ملازمانش رسيدند بعد از اين واقعه فرخ زاد از سلطنت دل سرد شده همواره ياد مرگ كردى در سنه چهار صد و پنجاه و يك از اين جهان پرملال بسراى بهجت مآل درگذشت .
سلطان ابراهيم بن سلطان مسعود
ملقب بظهير الدوله بود بعد از برادر بر اورنگ سلطنت جلوس فرمود زبده سلاطين غزنويه و نقاوهء آن دودمان بود در تعظيم علماء و مشايخ سعى بليغ مىنمود هميشه ماه رجب و شعبان و رمضان را با روزه بسر آوردى و خط بهغايت نيكو نوشتى و هرساله مصحفى به خط خود نوشته با اموال فراوان به مكه معظمه ارسال كردى او را سيد السلاطين گفتندى و جميع امراء غزنويه مثالش از دل و جان پذيرفتندى مدت چهل سال من حيث الاستقلال پادشاهى نمود چون اجلش در رسيد در سنه چهارصد و نود و يك رحلت فرمود .
سلطان مسعود بن سلطان ابراهيم
ملقب بعماد الدوله بود بعد از پدرش بر تخت سلطنت عروج نمود شهريار كريم و عادل و خليق بوده و خلايق در زمان او در مهد امنوامان غنوده بودند خواهر سلطان سنجر را در حبالهء نكاح داشت و از آن دو پسر متولد گرديد : ارسلان شاه و بهرام شاه
وفاتش در سنه پانصد و هيجده بوقوع انجاميد .
ارسلان شاه بن سلطان مسعود بن سلطان ابراهيم
چون بعد از پدر پادشاه شد قصد برادر خود بهرام شاه كرد بهرام شاه پناه بخال خود سلطان سنجر برده سلطان وى را شفاعت نمود ارسلان شاه قبول نفرمود سلطان سنجر لشگر بغزنين كشيد ارسلان شاه پناه بقلعه برده آخر بدست بهرام