تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
سلاجقه بالا گرفت و اركان دولتش سستى پذيرفت در سنه چهارصد و سى و يك با آن فرقه مصاف داد و از ايشان شكست يافت روى بغزنين نهاد و بعد از وصول بدار الملك پسر خود مودود را با لشگر آراسته در سنه مذكوره بدفع سلاجقه فرستاد و خود بعزم قشلاق با برادر مكحول روانه هند گشت در حينى كه از آب سند مىگذشت غلامان بر وى خروج كرده محمد مكحول را به سلطنت برداشتند و لواى مخالفت سلطان مسعود را برافراشتند سلطان مسعود با خوارج مقاتله نموده شكست يافت بالاخره بدست احمد بن محمد مكحول بوادى عدم شتافت . در روضة الصفا مذكور است كه چون سلطان مسعود اسير پنجه تقدير شد احمد به خيمه‌ئى كه مسعود را بازداشته بود درآمد و كلاه از فرق عم برداشت عبد الرحمن برادرش احمد را دشنام داده طاقيه از سرش گرفته بر فرق مسعود گذاشت بواسطهء همين رعايت ادب كه نمود چون سلطان مودود ابن مسعود بر عم استيلا يافت احمد را كشت و از خون عبد الرحمن درگذشت .

سلطان مودود بن سلطان مسعود

لقبش شهاب الدوله و كنيتش ابو الفتح بود در عدل و داد سعى بليغ مىنمود چون خبر واقعه پدر شنيد يورش خراسان ترك نموده متوجه دار الملك گرديد در سنه چهارصد و سى و دو « 1 » با سلطان محمد مكحول و پسرش مصاف داده بر ايشان استيلا يافته هر دو را بعدم فرستاد و با سلاجقه صلح كرده دختر جعفر به يك سلجوقى را بنكاح درآورد و در سنه چهارصد و چهل و يك انتقال نمود مدت سلطنت وى نه سال و دو ماه بود .

سلطان على بن سلطان مودود

ملقب ببهاء الدوله بود به عقيده صاحب گزيده دو سال سلطنت نمود .

عبد الرشيد بن سلطان محمود

لقبش سيف الدوله بود مدتى در قلعه‌اى كه سر راه بست واقع است محبوس بود هنگامى كه عبد الرزاق با عساكر سيستان برگشته از آنجا مىگذشت عبد الرشيد از قيد خلاص گشت و آن لشگر را به خود دعوت نمود ايشان او را به سلطنت برداشتند طغرل نام نمك به حرام كه بزرگترين حجاب بود عبد الرشيد را گرفته دعوى سلطنت نمود دختر سلطان محمود
هامش
( 1 ) - نسخه : چهارصد و چهل و يك