تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
اين تا كى خواهد بود پس صباح آن روز معمار بطوس فرستاد و بنياد آن عمارت نهاد اكنون گنبدى كه بر سر مزار كثير الانوار آن بزرگوار است همان بناء است . در روضة الصفا مسطور است كه سلطان محمود در دو سه روز قبل از آنكه فوت مىنمود فرمود فرشهاى زرنگار در صفه‌اى كه مقابل مجلس او بود بگستردند و خزاين و دفاين بيرون آوردند نقود و عقود و جواهر و اقمشه و امتعه هفت كشور در آن صفه گذاشتند اسبان و استران و اشتران و فيلان در محاذى قصر او بازداشتند غلامان ماه‌پيكر و ملازمان زرين‌كمر در برابرش ايستادند وزراء و امناء دولت همگى گوش بر فرمان او نهادند و آن صفه كه در آن اقسام جواهر ريخته بود در نظر بيننده مانند گلستان ارم مىنمود سلطان محمود به نظر حيرت « 1 » در آنها نگريستى و به چشم حسرت گريستى سه روز على الاتصال بر اين منوال بود با وجود آنكه مىدانست كه دو سه روز ديگر رحلت خواهد نمود از آن مال كه عشر عشير آن از خيال قارون نگذشته بود درمى به مستحق نداده دينارى به كف محتاجى ننهاد آخرالامر به حسرت بمرد و آن خزاين و دفاين را به وارثان سپرد معنى حديث « بشر مال البخيل بحادث او وارث » همين و علاوه بر آن حسابش با كرام الكاتبين است . دانائى مىگويد اشخاصى كه به محنت بسيار و مشقت بيشمار جمع مال مىنمايند و در اندوختن زر و سيم ابواب مكر و حيل به روى كس و ناكس مىگشايند و بكذب و نفاق و حقد و شقاق دولت و ثروت مىاندوزند و بسبب حب مال آتش ظلم و ستم مىافروزند و در رضاى حق سبحانه و تعالى مفلسى را به فلسى خوشنود نمىگردانند و لب نانى به محتاجى و پريشانى نمىرسانند نمىدانم كه آيه كريمه
« الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ »
را چه تفسير مىكنند و از كلام ملك علام
« يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ »
چه مىفهمند خردمند آنست كه اگر جائى رود دشمن همراه نبرد و مرادف دوست شود چون كسى زر و سيم دوست دارد بايد كه در دنيا نگذارد و او را لوجه اللّه ايثار كند تا در آخرت با ثواب او همنشين گردد .
هامش
( 1 ) - نسخه : حسرت