تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
زان پيشتر كه چشم گشايم ز خواب خوش * در خانه گيردم به تقاضاى بامداد چون كوه بيستون بنشيند به پيش من * بر جاى خواب تكيه زند همچو كيقباد گويد هرآنچه خواهد و من در جواب او * دارم بسى جواب و نيارم جواب داد
رباعى
تا تن شدم از هوا قرين نفسى * جز ناله ز بنده برنيايد نفسى فرياد رسم نيست به غير از تو كسى * فرياد ز دست چون تو فريادرسى

ابى نصر ابن ابى جعفر

جامع علوم ظاهرى و باطنى بود و در عبادت و رياضت و مجاهدت سعى بليغ مىفرمود سيصد پير را خدمت كرد و به صحبت خضر رسيد در حرم و مكه و بيت المقدس اربعينات كشيد در آخر عمر به وطن مراجعت نمود صد و بيست و چهار سال عمر يافت در سنه پانصد در زمان خلافت المستظهر باللّه بسراى جاويد شتافت قبر وى در همان ديار است .

امير حسين بن عالم بن ابى الحسين

« 1 » جامع علوم صورى و معنوى و حاوى فضائل ظاهرى و باطنى بود و در كشف حقايق و شرح دقايق يد بيضا مىنمود . در نفحات مسطور است كه سبب آگاهى آن جناب اين بود كه روزى عزم شكار نمود آهوئى پيش آمد خواست تيرى اندازد و او را صيد خويش سازد آهو بوى نگاه كرد و سخن بر زبان آورد كه اى حسين تير بر ما مىزنى و ما را به خاك مىافكنى حضرت كردگار تو را براى معرفت آفريد نه براى شكار و غايب گرديد آتش طلب از نهاد وى برافروخت و هرچه بود و نبود جملگى بسوخت و با جماعتى از صحرانوردان بمولتان رسيد شيخ ركن الدين آن جماعت را ضيافت نمود و چون شب شد حضرت رسول را در خواب ديد كه فرمود فرزند مرا از ميان اين جماعت بيرون آر و به كار آخرت مشغول دار روز ديگر شيخ به ايشان گفت كه در ميان شما سيد كيست ايشان اشارت بامير حسين كردند شيخ وى را از ميان آنها بيرون آورد و تربيت كرد تا بمقامات عاليه رسيد آنگاه اجازت يافته متوجه هرات گرديد اما از كتاب كنز الرموز آن بزرگوار معلوم مىشود كه او مريد شيخ بهاء الدين زكرياست .
هامش
( 1 ) - ايشان به « امير حسينى » مشهور است .
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 473 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى