تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
فرستاد كه ميرزا ابو بكر را بقتل رساند و خاطر خود را از ممرّ او فارغ گرداند چون آن‌كس بد آن خانه كه ميرزا ابو بكر محبوس بود داخل گشت ميرزا ابو بكر پيش دستى كرده آن شخص را با دو نفر ديگر بكشت و از بند بيرون آمده قلعه را تصرف نمود و اين واقعه در سنه هشتصد و هشت بود . در اين هنگام ميران شاه در محل كالپوش توقف داشت ميرزا ابو بكر نزد پدر رفته بر سلطنت عراق همت گماشت ميرزا عمر در آذربايجان بود ميرزا ابو بكر سلطانيه را بگشود آنگاه با سپاه كينه‌خواه آهنگ جنگ ميرزا عمر نمود ميرزا عمر نيز به منزل ميانه رسيد اكثر امراء او طريق بىوفائى مسلوك داشته از وى روگردان شدند و نزد ميرزا ابو بكر آمدند چون ميرزا عمر قوت مقاتله با ميرزا ابو بكر را در خود نديد ناچار به طرف عراق و فارس نزد پير محمد و ميرزا رستم روانه گرديد از آنها استمداد نمود و ايشان با عساكر فارس و عراق به قصد ميرزا ابو بكر بحدود درگزين آمدند و ميرزا ابو بكر نيز با لشكرهاى آراسته آذربايجان برابر رفته با يكديگر جنگ كردند ميرزا ابو بكر غالب آمد و ميرزا عمر منهزم شده بخراسان نزد ميرزا شاهرخ رفت آن شهريار وى را اعزاز و احترام كرده استرآباد و مازندران را به دو عنايت نمود چون در آنجا قوت گرفت با ميرزا شاهرخ ياغى گشت . در سنه هشتصد و نه در حدود جام جنگ كرده شكست يافت و به طرف مرغاب فرار نمود و خواست بسمرقند رود بسبب زخم كارى كه در بدن داشت بسوى آخرت علم برافراشت .

ميرزا ابو بكر بن ميران شاه بن امير تيمور

شهريار شجاع و دلير بود و به حكم امير در بغداد حكومت مىنمود ميرزا عمر او را فريب داده طلب كرده در قلعهء سلطانيه محبوس ساخت بعد از اندك زمانى از قيد خلاص شده جمعى را به خود متفق ساخت و بر قلعه سلطانيه مستولى گشته لواى اقتدار برافراخت چون اين خبر بميرزا عمر رسيد جهت دفع او لشكر كشيد ميرزا ابو بكر طاقت مقاومت در خود نديد و به محل كالپوش نزد پدر فرار كرد آنگاه
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 466 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى