درآورد و بلدهء اصفهان را دار الملك خويش كرد و با ميرزا شاهرخ شعار مخالفت اظهار ساخت و در جميع قلمرو خود اسم شاهرخ را از خطبه بينداخت چون در سنه هشتصد و هفده ميرزا شاهرخ در حدود طبرستان اين خبر شنيد جهت گوشمال وى متوجه اصفهان گرديد بعد از وقوع محاربه و محاصره دستگير شده برادرش رستم چشمش را ميل كشيد و در سنه هشتصد و هيجده او را بقتل رسانيد .
ميرزا رستم بن عمر شيخ بن امير تيمور صاحبقران
در وقت حيات امير صاحبقران بامر حكومت اصفهان مشغول بود در سنه هشتصد و نه به اغواى برادرش ميرزا اسكندر بصوب شيراز حركت نمود و با برادر بزرگترش ميرزا پير محمد بنياد محاربه نهاد بعد از چهل روز بىنيل مقصود عنان مراجعت بجانب اصفهان انعطاف داد چنانچه سابقا مذكور گشت ميرزا پير محمد با لشكر بىحد بولايت عراق درآمده بعد از تلاقى فريقين ميرزا رستم انهزام يافت و التجا بدرگاه ميرزا شاهرخ آورده بجانب خراسان شتافت بعد از چندگاه از ميرزا شاهرخ اجازت مراجعت خواسته متوجه عراق گرديد و در سه فرسخى اصفهان با ميرزا اسكندر مصاف داده انهزام يافت در اين نوبت به دولت امير قرايوسف تركمان التجا آورد چندگاه در ظل حمايت امير قرايوسف توقف نمود آنگاه بصوب اصفهان شتافت و در سنه هشتصد و هفده بفرمان ميرزا شاهرخ لواى حكومت اصفهان برافراخت و مدتى بامر شاهرخ به ايالت اصفهان و نواحى آن مىپرداخت در سنه هشتصد و سى و شش در همان ديار در دار القرار منزل ساخت .
ميرزا يادگار
محمد بن ميرزا سلطان محمد بن ميرزا بايسنقر بن ميرزا شاهرخ - در آن زمان كه ميرزا جهانشاه تركمان از خراسان بآذربايجان مراجعت فرمود ميرزا يادگار محمد به اشارت عمه خويش كه زن عاقله بود ملازمت جهانشاه را اختيار نمود و چندگاه در ظل رعايتش در غايت فراغت اوقات گذرانيد چون در سنه هشتصد و هفتاد و يك جهانشاه بتيغ حسن بيك كشته گرديد امير حسن بيك در تعظيم ميرزا يادگار محمد مساعى جميله بظهور رسانيد