ميرزا سلطانعلى انهزام يافته نزد امير خسرو شاه كه از برگزيدگان پدرش بود شتافت و آن كافر نعمت در سنه نهصد و پنج او را بقتل رسانيد .
در آن اثنا شاهى بيك خان قصد توران كرده بخارا را مسخر گردانيد آنگاه سمرقند را محاصره نمود و والده ميرزا سلطانعلى را بنكاح خود نويد داد و ميرزا سلطانعلى بترغيب و تحريص مادرش به خدمت شاهى بيك خان رسيد و شاهى بيك خان او را و مادرش را بقتل رسانيد .
ميرزا ابراهيم سلطان بن ميرزا شاهرخ
آن شهريار بوفور مكارم اخلاق و محاسن آداب و تربيت اهل فضل از ساير سلاطين گوركان امتياز تمام داشت و در تقويت شريعت غرا و ترويج ملت بيضا همواره علم سعى و اهتمام مىافراشت در وقتىكه ميرزا شاهرخ مملكت عراق و فارس را بر فرزند و برادرزادگان قسمت مىنمود ولايت فارس را به فرزند ارجمند خويش ميرزا ابراهيم سلطان عنايت فرمود شاهزاده در سنه هشتصد و هفده پاى عزت بر مسند حكومت فارس نهاد و ابواب عدل و داد بر روى اهل روزگار آن ديار بگشاد و در سنه هشتصد و هيجده ميرزا بايقرا قصد وى نموده در نواحى بيضا با شاهزاده مصاف داد و ميرزا ابراهيم شكست يافته پاى گريز به سمت خراسان نهاد چون ميرزا شاهرخ از حقيقت احوال خبر يافت با لشكر فراوان بدفع ميرزا بايقرا شتافت چون ميرزا بايقرا طاقت مقاومت با شوكت شاهرخى نداشت لهذا قدم در طريق اطاعت و انقياد گذاشت ميرزا شاهرخ ولايت فارس را از وجود خصم مصفا ساخته ميرزا ابراهيم سلطان را متمكن گردانيده و خود از راه كرمان متوجه دار الملك خراسان گرديد
ميرزا ابراهيم سلطان سالهاى فراوان در كمال استقلال و كامرانى روزگار گذرانيده تا آنكه در سنه هشتصد و سى و هشت مريض گشته بجهان جاويد خراميد .
ميرزا عبد الله بن ميرزا ابراهيم سلطان بن ميرزا شاهرخ
بعد از قتل ميرزا عبد اللطيف در ماوراءالنّهر به سلطنت رسيد سلطان ابو سعيد بر او خروج كرد و جنگ نموده منهزم گرديد چون از پادشاهى ميرزا عبد اللّه يك سال بگذشت سلطان ابو سعيد باتفاق ابو الخير خان پادشاه بن جوجى خان