در ميان نبود نجابت ظاهرى او بر خباثت باطنى سودى نكرد ، و على بن اسماعيل بن حضرت امام جعفر الصادق ابن امام محمد باقر را نسبت صورى نفعى ننمود ، و مستنصر بن متوكل بن معتصم بن هارون الرشيد كه به هفت پشت خليفهزاده بود بر قتل پدر اقدام نمود ، و شيرويه بن خسرو بن هرمز بن نوشيروان كه تا كيومرث نسب عالى داشت بر قتل پدر همت گماشت ، همچنين ميرزا عبد اللطيف بن ميرزا الغبيك بن ميرزا شاهرخ ابن امير تيمور صاحبقران كه پدر بر پدر خان بن خان بود پدرش را قتل نمود ، از اينگونه بسيار ظهور يافته و نجابت ظاهرى بر خباثت باطنى ايشان سودى نداده و ناخن نژاد ظاهرى گره سعادت باطنى نگشاده است
مصرع :
با طينت اصلى چه كند بد گهر افتاد .
بينش
بخاطر كنى نرسد كه همين نجابت صورى سرمايهء سعادت معنوى نمىگردد بلكه دانش ظاهرى و علوم رسمى نيز باعث هدايت و سبب نجات نمىشود زيرا كه دانش ابليس او را راه رشاد و طريق سداد ننمود ، و علم بلعم باعور وى را سعادتى نبخشود ، فخر الدين رازى كه رئيس المتكلمين است او را رئيس المشركين ، و شيخ ابو على سينا كه رئيس المحققين است او را رئيس الملحدين مىگويند ، و ابو حنيفه كه رئيس الاصوليين است او را رئيس المضلين مىخوانند ، اى نادان تو كه باقىخوار ديگرانى عجبتر اينكه منكر ايشانى مىگوئى كه باب دانش مسدود است و علم شهود مفقود الهام را انكار مىنمائى و زبان طعن بر اين طايفه مىگشائى كه عمل كردن به ظن را مأمورم و طريق شك و گمانرا معذور پس هدايت تو از كجا معلوم گرديد و اين علم قطعى تو از كه رسيد ؟ مناسب مقامست احوال قزوينى ساكن شيراز پوشيده نماند كه وى عالم و مجتهد آنجاست ظاهر او نابينا است و نيز بلسان اقرار دارد كه از علم باطن آگاه نيستم و كافه ناس متفقند بر اينكه وى در عالم ظاهر نيز كور و اعمى است فقير فتوى از او ديدم كه در حق يكى از اهل ايمان نوشته بود كه در كفر زيد علم قطعى دارم و از شكوك و ظنون بر كنارم يعنى در خصوص كفر زيد و به دانش من شك و ريب راه ندارد و از مقام علم اليقين گذشته به عين اليقين رسيده است و از براى وى اينگونه