تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
است يا فرقهء اخبارى يا هر دو اگر در حق علماء اصول اين حديث وارد شده است لازم مىآيد كه فرقهء اخبارى مشرك و كافر باشند و اگر در حق اخبارى وارد گشته لازم مىآيد علماء اصول مشرك و كافر باشند و حال اينكه هيچيك از ايشان مشرك و كافر نمىباشند ديگر آنكه دو مجتهد قول يكديگر را رد و انكار مىنمايند و مىگويند فلان مجتهد احكام صاحب شرع را نفهميده و اگر فهميده غلط فهميده است مجتهد ديگر نيز همين سخن مىگويد و طريق تخطئه او مىپويد چنانچه حاجى ميرزا ابراهيم فسوى عالم يگانه و مجتهد زمانه است و اقوال و افعال ابن اعمى را رد و انكار مىنمايد و شيخ موسى اخبارى ساكن شيراز زبان طعن و رد بر اين اعمى مىگشايد پس لازم مىآيد ايشان مشرك و كافر باشند . ديگر آنكه گروه شيعه متفرق به هيجده فرقه‌اند لازم مىآيد كه هفده فرقه از ايشان مشرك و كافر باشند و اين نيز محل نظر است زير كه فحول علماء حكم بر كفر ايشان نكرده‌اند بلكه فرقه عامه را نيز كافر نمىدانند مگر دو سه نفر از علماء مانند سيد مرتضى علم الهدى پس اين اعمى چگونه بر كفر اهل ايمان حكم نموده و علم يقين از كجا آورده است نعوذ باللّه من شرور انفسنا . حق سبحانه و تعالى همگى را بر صراط مستقيم هدايت نمايد و از وساوس نفسانى و هواجس شيطانى محافظت فرمايد .

ميرزا ابو القاسم بابر بن ميرزا بايسنقر بن ميرزا شاهرخ

مؤلف حبيب السير آورده كه ميرزا بابر پادشاهى بود بلطف طبع و حسن خلق موصوف و ببسط بساط عيش و نشاط به‌غايت مشعوف از كمال تواضع و كسر نفس در مدت سلطنت بر تخت سلطنت ننشست و از نهايت مكارم ابواب شفقت بر روى ارباب حاجت نبست در زمان ميرزا شاهرخ نسبت به برادران خويش به‌غايت بىاعتنا « 1 » بود و مواجبى كه جهت او معين بود به همان قناعت كرده به جفاى ايام صبر مىنمود . بعد از فوت ميرزا شاهرخ از ولايت رى به همراهى ميرزا خليل سلطان بصوب خراسان نهضت فرمود چون ببسطام رسيد قاصد هند كه در آن سال بموجب فرمان
هامش
( 1 ) - نسخه : بىاعتبار .