تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩

ميرزا الغ‌بيك بن ميرزا شاهرخ

محمد ترغاى نام داشت و در فضيلت‌پرورى در آل تيمور نظير نداشت ، در كثرت علوم و كمالات نفسانى ممتاز و مستثنى سيما در فن رياضى در زمان خويش بىهمتا بود ، در سنه هشتصد و دوازده بفرمان پدر به ايالت كشور توران سرافراز گشت و بيمن معدلت آن شهريار به اندك روزگارى آن مملكت به‌غايت معمور گشت در سنه هشتصد و بيست و چهار در ظاهر سمرقند باتفاق مولانا صلاح الدين « 1 » موسى قاضىزادهء رومى و ملا علاء الدين على قوشجى كه شارح تجريد است و مولانا غياث الدين جمشيد و مولانا معين الدين كاشانى رصدى بنياد نهاده باتمام رسانيد و باكثر خيرات و مبرات آن پادشاه خجسته صفات موفق گرديد . در سنهء هشتصد و پنجاه و يك خبر فوت پدر به دو رسيده بعزم تسخير خراسان به طرف بلخ خراميد در آنجا شنيد كه ميرزا علاء الدوله در هرات بتخت سلطنت نشسته و اهل خراسان كمر بندگى به خدمتش بسته‌اند و پسرش ميرزا عبد اللطيف را گرفته محبوس فرموده‌اند بنابراين با ميرزا علاء الدوله از راه صلح برآمده ميرزا عبد اللطيف را طلب نموده علاء الدوله ميرزا عبد اللطيف را به خدمت پدر فرستاد و ميان ايشان صلح شده ميرزا الغ‌بيك عنان مراجعت بصوب سمرقند عطف داد . چون مدت يك سال بر اين بگذشت كرت ثانى ميرزا الغ‌بيك با ميرزا عبد اللطيف و ميرزا عبد العزيز پسران خود عازم خراسان گشت و در چهارده فرسخى هرات با ميرزا علاء الدوله جنگ در پيوست و علاء الدوله را شكسته بهرات آمده بر سرير سلطنت پدر نشست چون شنيد كه ميرزا علاء الدوله و ميرزا ابراهيم با هم طريق موافقت و مرافقت پيموده خيال مخالفت دارند لاجرم از شهر هرات بيرون خراميد و پسرش ميرزا عبد اللطيف تا بسطام به جاروب غارت مصفا ساخت و بهرات مراجعت نمودند چون در غيبت او در هرات فترت شده بود و مردم بيرون شهر بدان متهم گشته بودند كه يار على تركمان ولد ميرزا اسكندر بن قرايوسف را در فتنه چنگيزى مدد كرده‌اند لهذا محلات بيرون شهر را بر امراء قسمت كرد تا غارت كردند بعد از
هامش
( 1 ) - نسخه : حلاج الدين