تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
آن از هرات بجانب توران حركت كرده بدار الملك رسيد و ميرزا عبد اللطيف ببلخ آمده با پدر ياغى گرديد و در حدود سمرقند با پدر چنگ كرده پدر را بگرفت و بدست عباس نامى داده تا بقصاص پدرش بقتل رسانيد و بعد از قتل پدر برادرش ميرزا عبد العزيز را بقتل آورد اين بيت را در تاريخ وفات ميرزا الغ‌بيك گفته‌اند بيت :
چو عباس كشتش بتيغ جفا * بود سال تاريخش عباس كشت
مدت حكومتش بنيابت پدر در ماوراءالنّهر سى و هشت سال و كسرى و بعد از پدر دو سال و هشت ماه و نيم بود .

ميرزا عبد اللطيف بن ميرزا الغ‌بيك بن ميرزا شاهرخ

بفضل و كمالات نفسانى معروف و بلطف طبع وحدت ذهن و مراسم ادب موصوف بود اما تندخوى و سياست بافراط داشت و به اندك خيانتى عقوبت بسيار مىنمود در ضبط ملك و دفع اعداء سعى بليغ داشت چنان كه از بيم سطوت و صولت او اوزبك به صد فرسنگى توران قدمى نمىگذاشت در ايام صباوت در ظل تربيت ميرزا شاهرخ روزگار مىگذرانيد بعد از فوت آن شهريار در خدمت پدر بزرگوار مىبود تا آنكه محبت پدرى به عداوت انجاميد آخرالامر آن بدبخت پدر را گرفته بقتل رسانيد و بمضمون بيت نظامى :
پدركش پادشاهى را نشايد * اگر شايد بجز شش مه نپايد
بعد از شش ماه در سنه هشتصد و پنجاه و چهار بابا حسين نامى او را به اغواى امراى پدرش بقتل رسانيد در تاريخ او گفته‌اند بيت :
بابا حسين كشت شب جمعه‌اش به تير * تاريخ فوت اوست كه بابا حسين كشت
سبحان اللّه آدمى چه مقدار جاهل و شقاوت بنياد است كه به جهت دو روزه عمر اين امر شنيع و فعل قبيح را مرتكب مىشود و از عذاب مؤبد و عقاب مخلد انديشه نمىنمايد نعوذ بالله من غضب الجبار . نكته : دانائى مىگويد كه نجابت صورى مايهء سعادت معنوى نيست و آيهء وافى هدايهء
« إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ »
دليل اين معنى است قابيل كه پسر حضرت آدم بود و هنوز واسطه‌ئى