تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
حصار بلند مكان ملاحظه نمودند به خدمت هياطله آمدند و چگونگى را عرض كردند چون هياطله آن سخنان را به گوش هوش جاى داد ديگر كسى بطلب مال پيش ايشان نفرستاد آن طايفه در قلعهء شميران سالهاى فراوان فارغ البال و آسوده حال بماندند تا زمان دولت منوچهر بن ايرج بن فريدون رسيد و اولاد ايشان بسيار و اعداد آن فرقه بيشمار گرديد در آن اوان ملك ايشان خرنوش‌نام از فرزندان سام بن نريمان بود جمعى از عقلاى قوم نزد ملك آمده عرض نمودند كه از عدل و احسان ملك اميدواريم كه به شاهنشاه مكتوبى ارسال داشته اجازه حاصل نمايد كه شهرى بنا كنيم كه ما را در اين مكان امكان سكونت متعذر گشته ، ملك خرنوش بنا بر التماس ايشان نامه‌اى نوشته مشتمل بر التماس « 1 » عمارت شهر و به خدمت منوچهر ارسال داشت بعد از چندگاه جواب نامه متضمن بر ايجاب التماس ايشان باز رسيده اين مقدمه در روزگار حضرت موسى بود بعد از آن‌وقت تا حال كه سنه هزار و دويست و سى و هفت هجرى است گويند سه هزار و شصت و هفت سال مرور نموده است بعد از استحصال رخصت ملك خرنوش به نيروى هوش بطالع فرخنده باعتضاد قوم شهر قهندز را بنا نموده و دو دروازه يكى از جانب جنوب و يكى از طرف شمال در غايت متانت و وسعت اتمام فرمود چنانچه شهر شميران در ميانهء شهر قهندز واقع شد در عهد بهمن بن اسفنديار اهالى شميران بدان حصار انتقال كردند پس از مرور ايام و كرور اعوام كثرت اقوام و ازدحام بكمال رسيد در آن ايام ملك آن مقام ارغاغوش نام بود از او درخواست نمودند كه از بهمن التماس نمايد كه وسيع‌تر از قهندز شهرى بنا كنند بعد از حصول اذن جمع گشته بر آن قرار دادند كه شانزده هزار كس مشغول كار شوند و چهارصد استاد حاضر باشند تا بعد از تحقيق سعادت وقت به كار مشغول گردند منجمان تقويمها در دست حاضر و ناظر و خلايق خشتها و گلها برداشته منتظر كه چون اهل نجوم اعلام فرمايند به‌يك‌بار از چهار طرف بنياد شهر نمايند مقارن اين حال عورتى نان مىپخت كه ناگاه كودكى چند گرده نان او را ربوده بگريخت آن عورت بىطاقت شده آواز برآورد
هامش
( 1 ) - نسخه : استمالت