وجه چهارم آنكه هرات را پيغمبرى بوحى ساخته .
وجه پنجم آنكه بارهء هرات را چند كس ساخته سياوش بن كيكاوس ديوار اندرون او بركشيد و اسكندر بن فيلقوس ديوار بيرون او را تمام گردانيد ، داراء بن داراب مدور ساخته چيزى بر ديوار او بيفزود ، اشك بن دارا در عظمت و وسعت او اهتمام تمام فرمود - اين رباعى نيز در باب بناى هرات مشهور است
رباعى :
لهراسب نهاده است هرى را بنياد * گشتاسب در او بناى ديگر بنهاد
بهمن كه در آن عمارتى از نو كرد * اسكندر روميش همه داد بباد
وجه ششم آنست كه ابو الحسين صفوانى روايت كرده است از ابو العباس انصارى و او از ابو الحسين شيبانى و او از جد خود منصور بن عبد الحميد و او از ابو امامة الباهلى كه حضرت رسول انام عليه الصلاة و السلام فرمود به درستى كه حضرت حق سبحانه و تعالى را در خراسان شهريست كه او را هرات خوانند خضر و الياس و ذو القرنين او را بنا نهادهاند و حضرت تعالى و تقدس بر آن شهر بركت خواسته .
نقلست كه شيخ ابو المظفر مالينى « 1 » زاهد رحمة اللّه عليه گفت روزى بر بارهء هرات نشسته بودم و از روى عبرت بر احوال ماضى تأمل و تفكر مىكردم ناگاه خضر را ديدم مرا گفت در چه كارى گفتم در انديشهء روزگار و گردش ليل و نهار و طول و بناى اين بارهء استوار ، آن حضرت فرمود كه اى محمد اين موضع را درياى آب ياد دارم بعد از آن خشك ديدهام آنگاه خار زار گشته بعد ضياعى شده و تخمها كشته باز چنين شهرى گرديد كه مىبينى و نيز فرمود كه موضع هرات درياى زخار بود و آن زمينى كه چهارسوى « 2 » هرات است در هر سالى چند خلق گناهكار و بىگناه در وى غرق لجه فنا مىشدند و جاى خطرناكى بود كه هر كشتى كه آنجا رسيدى غرق لجهء فنا گرديدى و اللّه اعلم
پوشيده نماناد شهربندى كه اكنون معمور و آبادانست در جانب جنوبى شميران ر قهندز اتفاق افتاده و قلعه اختيار الدين كه سر به اوج قلال افلاك كشيده و دندانهاى شرفات بروجش گوش كو توال قلعهء هفتم آسمان گزيده داخل شهربند درونى است و متصل به بارهء شمالى شهر است و اين شهر مشتمل بر پنج دروازه است
هامش
( 1 ) - بستان : بالينى
( 2 ) - چهار سوق