تا آنكه اولاد و اعقاب ايشان موفور و اتباع و اشياع آن طايفه نامحصور گشت در ميان ايشان زنى بود مرد صفت در غايت جمال و كمال معرفت و با حسن صورت به صفاى سيرت و زكاء سريرت موصوف بود و به طهارت ذيل و عفت حال و پاكى طينت مشهور و معروف و نام او شميره بنت حمان « 1 » از نژاد كيومرث بود در آن اوان جميع آن قبايل مأمور و محكوم او بودند روزى مجمعى ساخته با قوم گفت تا چند خوار و به محنت باجگزار باشيم اگر شما فرمان مرا مىبريد و از راى و تدبير من نمىگذريد به اندك روزگارى شما را از مذلت بيرون آرم و حق حمايت و حراست شما را بواجبى گذارم تمام قوم از پير و جوان يكدل و يكزبان قبول كردند
آنگاه شميره گفت كه مصلحت آنست كه چهارساله وجوه آينده بدان قوم رسانيم و بهر وضعى كه باشد ايشان را راضى گردانيم تا ايشان بطلب مال نيايند و با ما تعدى و تطاول نفرمايند و ما را نيز فرصتى باشد و مجال آن شود كه جهت خود حصنى نامدار و قلعهاى استوار و پايدار بسازيم و بدين واسطه بدفع آن گروه پردازيم چون بر اين انديشه متفق شدند شميره مكتوبى به هياطله نام كه در آن اوان والى آن قوم بود ارسال نمود بمضمون آنكه عاملان شما سالبهسال جهت تحصيل مال و منال مىآيند و از آن تردد زحمت بسيار و مشقت بيشمار مىبينند ما نيز بسبب حقارت تحف و قلت هدايا شرمساريم اكنون داعيهء آن داريم كه چهار سال وجوه آينده را به خدمت ارسال داريم تا عاملان شما را سرگردانى و فقيران ما را نگرانى نباشد هياطله نعمت را غنيمت عظيم شمرده ملك فرجون بن بركوفان « 2 » را كه از نژاد هوشنگ بود به جهت تحصيل آن مال ارسال نمود ،
چون شميره از تسليم مال فراغت يافت به ساعت سعد قلعه شميران را كه طرف شمالى هرات واقع است بنا فرمود باروئى چون كوه و برجى باشكوه و ديوار استوار بسه فرسنگ طول بساخت و قرب هر فرسنگى دروازهاى از آهن بپرداخت و به هر درى حارسى و بوابى با ده نفر مقرر نموده آنچه از لوازم حصانت و متانت بود رعايت فرمود بعد از چهار سال نواب هياطله بطلب خراج آمدند چون آن ديوار شايگان و بستان :
هامش
( 1 ) - حماد
( 2 ) - فرجون بن كوفان