بسيار معتقد وى بوده چنان كه فرموده
بيت :
هفت شهر عشق را عطار گشت * ما هنوز اندر خم يك كوچهايم
و در موضع ديگر گفته
بيت :
عطار روح بود و سنائى دو چشم او * ما از پى سنائى و عطار آمديم
و جاى ديگر فرموده
بيت :
گرد عطار گشت مولانا * شربت از دست شمس بودش نوش
حضرت شيخ را مصنفات مشتمل بر اسرار توحيد و اذواق مواجيد بسيار است مانند : منطق الطير ، و اسرارنامه ، و الهىنامه ، و مصيبتنامه ، و وصلتنامه ، و جوهر ذات ، و مظهر العجائب ، و لسان الغيب ، و اشترنامه ، و بيسرنامه ، و مختارنامه و هيلاجنامه ، و خسرونامه و تأليفات ديگر مثل تذكرة الاولياء ، و حيدرنامه ، و گل و بلبل ، و محمود و اياز ، و ليلى و مجنون ، و ديوان و غزليات و غير از اينها نيز به نظر رسيده كه تفصيل آن باعث تطويل است « 1 » آن بزرگوار آن مقدار اسرار طريقت و حقيقت اظهار فرموده كه همانا هيچيك از اين طايفه عشرى از اعشار آن را بيان ننمودهاند .
در تواريخ مسطور است كه سبب آگاهى شيخ بزرگوار آن بود كه جناب شيخ در بدايت حال بطريق موروثى بشغل عطارى اشتغال داشت روزى درويشى از اهل سلوك در كسوت فقر بدر دكان شيخ رسيد چون آثار قابليت از ناصيه حالش پيدا بود و نور فطرتش از چهرهء احوالش هويدا بود ، درويش بهانه نموده زبان سؤال گشود و چيزى از جناب شيخ درخواست فرمود شيخ نظر به فطرت اصلى درويش را بنواخت و بلطف و احسان وى را مبتهج و مسرور ساخت درويش بدر دكان مكرر آمده در سؤال باز و سلسله ابرام دراز نمود شيخ ديگرباره از خوان جود خويش درويش را محروم نفرمود چون تكرار فقير بسيار گشت شيخ فرمود كه اى درويش چرا حرص مىنمائى و در بستر قناعت نمىآسائى درويش گفت اى شيخ تو با اين تعلق چگونه خواهى مرد و چه قسم جان بجهان آفرين خواهى سپرد شيخ فرمود تو كه با اين حرص و آزى
هامش
( 1 ) - بستان السياحة : بلبلنامه ، . . . و غير اينها به نظر رسيده كه اكنون در خاطرم نيست