گويند معصوم نبود . و ديگر اجماع كردهاند بر نفى عصمت ابو بكر و اختلاف نمودهاند در عدالت او جمعى او را عادل گفته و بعضى بهواسطه غصب خلافت نفى عدالت او كردهاند و ظاهر است كسى كه اجماع بر عدالت او واقع باشد و اختلاف در عصمت او داشته باشند اولى و احق است به امامت از كسى كه اختلاف در عدالت او داشته باشند و اتفاق بر عدم عصمت او كرده باشند .
در كتاب مختار كشى مذكور است كه فضل در روزگار عبد اللّه بن طاهر در نشابور بود و عبد اللّه او را بجرم تشيع اخراج نموده ديگرباره به نشابور مراجعت فرمود و در همانجا طاير روحش به آشيان عليين بال گشود
ابو الحسين مسلم بن الحجاج
وى از عظماء و كبراى اهل سنت و جماعت بوده و سفر عراق و حجاز و مصر و شام نموده و صحيح خود را از سيصد هزار حديث مسموعه تصنيف فرموده و با بسيارى از محدثين و علماء عصر صحبت داشته ،
فى شهور سنه دويست و شصت و يك در زمان معتمد عباسى عنان عزيمت بصوب آخرت برافراشته .
ابو حفص عمرو بن سلمه الشهير بحداد
آن جناب قدوهء زمان و يگانه جهان بوده و ارادت خود را بعبد اللّه مهدى باوردى درست مىنموده و رفيق و پيرو عثمان حيرى و شاه شجاع كرمانى است و رفيق احمد خضرويه و بايزيد است ،
گويند وقتى كه به حج مىرفت روى توجه ببغداد آورده و جنيد او را استقبال كرده وى پير بود مريدان گرد او ايستاده آداب نيكوئى مىورزيدند جنيد گفت : اصحاب خود را آداب ملوك آموختهئى فرمود نگاه داشتن ادب ظاهر دوستان حقرا عنوان ادب باطن است حق را .
و آن جناب فرمود : هر كه در هر وقتى افعال و اقوال و احوال خود را به ميزان كتاب و سنت نسنجد و خاطر خود را متهم ندارد وى را از جمله مردان نمىشمريم .