أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
خداوند متعال در اين آيه ما را دعوت نموده به طاعت اولوالأمر چنان كه دعوت كرده به طاعت خود و طاعت رسول خود پس محتاج شديم بهآنكه اوليالامر را بشناسيم چون در اقاويل امت نظر كرديم ديديم كه خلاف كردهاند در اوليالامر و اجماع نمودهاند در تفسير آيه بر وجهى كه مخصص نزولست بر امير المؤمنين زيرا كه جمعى گفتهاند كه مراد از آن امراى سراياست « 1 » و بعضى گفتهاند مراد از آن علماست و برخى گفتهاند مراد قوام نظام كار زمره انام بامر بمعروف و نهى از منكر است و گروهى گفتهاند كه مراد از آن امير المؤمنين على و يازده امام از اولاد گرام آن حضرت است چون از فرقه اولين پرسيديم كه آيا امير المؤمنين از امراى سرايا نيست گفتند بلى هست و زمره دويم نيز گفتند كه آن حضرت از اعلم علماء است طايفه سيم گفتند كه آن جناب از قوام نظام كار كافهء انام است بامر بمعروف و نهى از منكر و از اينجا معلوم مىشود كه مراد از اوليالامر در آيه باتفاق اهل درايت و روايت حضرت شاه ولايتست پس بموجب اين آيه والى ولايت امامت اوست .
اما سنت آنكه جناب رسالتمآب آن حضرت را قاضى مملكت يمن و امير الجيوش آن محال و ولى اموال گردانيد و امر فرمود كه تقسيم اموال به بنى خزيمه نمايد كه خالد بن وليد ايشان را بظلم كشته بود ، و همچنين اختيار كرد آن حضرت را به جهت اداى رسالت ملك علام و ابلاغ و اعلام سورهء برائت بكفار تيره انجام ، و همچنين در بعضى ايام غيبت خود او را خليفه خود گردانيد و هيچكس از اصحاب آن حضرت نيست كه اين سنن در شان او مقرر و معين شده باشد و اين مسلم جمهور است .
و اما اجماع به درستى كه استدلال از آن بر امامت امير المؤمنين به چند وجه است : نخست آنكه اجماع امت است بر اينكه على بن ابى طالب امام بود بعضى گويند بعد از نبى با فصل بسيار در وقت خاص امامت نمود برخى گويند بعد از نبى بلافصل و در جميع اوقات امام بود و اجماع كردهاند بر آنكه امير المؤمنين على لياقت امامت داشت و در غير او خلافست . ديگر آنكه اجماع است كه حضرت امير بعد از رسول انام به ظاهر عدالت كه از شرائط امامت و ايالت است باقى بوده فرقهاى گويند معصوم نيز بود و زمرهاى
هامش
( 1 ) - سرايا ، : جنگهائى است كه پيغمبر خودش حاضر نبوده و يكى از خاصان را امير لشگر ساخته روانه مىنمود