در دعاى دوشنبه منقولست از حضرت كاظم و در مصباح كبير و غير آن مذكور است و بعضى از طلب در آن دعا اينست
ان تجعل راحتى فى لقائك و عملى فى سبيلك و حج بيتك الحرام و الاختلاف الى المساجد و مجالس الذكر
يعنى حضرت طلب نموده از حق سبحانه و تعالى بهآنكه بگرداند راحت او را در لقاى حق و عمل و شغل او را در اعمال مقربه و حج بيت اللّه الحرام و آمدوشد مجالس ذكر و مساجد .
احاديث بسيار بدخول حلق و مجالس ذكر وارد شده است هركه به مطالعه آن راغب و طالب بوده باشد رجوع نمايد بكتب احاديث .
( گفتار در بيان ذكر خفى كه عبارت از ذكر قلبى ) بوده باشد و افضل بودن او از ساير اقسام ذكر
مخفى نماند كه اين فرقه مىگويند كه افضليت ذكر خفى بر جلى بر طبق آيات و احاديث ثابت است و عقل نيز حكم بر افضليت آن مىنمايد و آنچه ظاهر مىشود از قرآن و احاديث اقسام ذكر چهار است اما از قرآن مجيد موافق آيه
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ
در تفسير ابو الليث و بعضى از تفاسير ديگر « تضرعا » را تفسير بجهر و علانيه نمودهاند و « دون الجهر من القول را به حد وسط ميان جهر و سر تا آنكه ازين آيه سه قسم ذكر بيرون آيد : جهر و خفى و متوسط و اين قول را از عبد اللّه بن عباس روايت نمودهاند كه استاد مفسرين است و على بن ابراهيم در آيه
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً
« تضرعا » را بجهر و علانيه تفسير فرموده و « خيفة » را بسر و آهسته . و خفى از لغات اضداد است يعنى بمعنى جهر و سر هر دو آمده است در اين صورت مىتواند بود كه از اين آيه ذكر جهر تنها مراد باشد و خيفة را بوجه عطف بيان فرموده باشد و بهر تقدير ذكر جهر از اين دو آيه و دو قسم ديگر از آيهء اول ظاهر مىشود .
و ذكر لسان بر سه قسم است : اول جهر ، دويم سر ، سيم وسط بينهما ، ظاهر از آيه اول استعمال نمودن نفس اعضاء و جوارح را بارتكاب او امر و اجتناب از نواهى