عبارت از وجود منبسط مىشود و در اين آيهء شريفه صدور اشياء از حق و ترتيب بعضى بر بعضى و رجوع كل به حق مذكور است و هر يك از عوالم مذكوره غير متناهى است
وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ .
و در آيه شريفه
عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ
- و
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
از سرور اولياء على مرتضى مرويست كه فرمود
و الله ليس لله آية اكبر منى و لا نبأ اعظم منى .
و آن حضرت فرموده است
انا اسم الله الاعظم
. و حضرات ائمه هدى فرمودهاند
نحن و الله الاسماء الحسنى التى لا يقبل الله من العباد عملا الا بمعرفتنا
. و در دعاى كميل فرموده است
و باسمائك التى ملات اركان شىء
دلالت است بر اينكه اشياء مظاهر اسماء الهى مىباشند .
و در احاديث سابقه تصريح شده بود كه اسماء حسنى انوار ائمه اطهار مىباشند پس عوالم بنور ايشان قيام خواهد داشت و همان نور محمد است كه فرموده
كنت انا و على نورا بين يدى الله قبل ان يخلق الخلق
بيت :
هر دو يك لمعهاى ز نور حقند * اولين جلوهء ظهور حقند
در حديث است كه فرمود
انا من الله و الكل منى
و در روايت ديگر
نحن صنايع الله و الخلق صنايع لنا
و از جهت اين مرتبهء ايشانست كه فرموده است
خصصت بفاتحة الكتاب و خواتيم البقرة
. و از اين جهت فيض ده بجميع عوالم مىباشند از ارواح و اجسام و مجموع اينها مربوب اويند نه به اين معنى كه مستقلند در آن امور بلكه محل فعل و مشيت الهى مىباشند چنانچه فرموده است
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . *
پس فاعل بالحقيقه جناب احديت است كه آن فعل از آن محل خاص ظاهر مىشود و اين ارواح طاهره بالذات عدم محضند به افاضهء او محل و مظهر افعال او شدهاند و از جهت بشريت و جسمانيت ايشانست كه جناب احديت تنبيه به او فرموده است