تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
آفتاب تا منزل آمده است يا نه ، يا اينكه لباس را به آفتاب انداز ، و ظاهر است كه مراد شعاع آفتابست نه خود آفتاب و بعد از فرق و ملاحظه مراتب وجود مفاسد لازم نيايد چه هويت سايه فعل حقست و فعل مباين فاعل است و در مرتبه او معدوم است نه ذات احديت است و فرق است در اينكه بگويند او بشود يا از او بشود و نظر به اين دو مرتبه است كه يكى گفته : بيت
جملهء عالم ز تو بينم عيان * وز تو در عالم نمىيابم نشان
و ديگرى گفته : نظم :
گاه خورشيد و گهى عنقا شوى * گاه كوه قاف و گه دريا شوى نه تو آن باشى نه اين در ذات خويش * اى برون از وهم‌ها از بيش بيش
از اين وجود باسامى متعدده تعبير واقع شده است بعضى بعنصر اول و بعضى بماء تعبير نموده‌اند در حديث وارد است كه اول ما خلق الله الماء ، و بعضى به حق مخلوق به و بعضى بنفس رحمانى تعبير فرموده‌اند و رحمتى وسعت كل شىء كه در قرآنست و برحمتك التى وسعت كل شيء كه در دعاى كميل آمده است و برحمتك التى مننت بها على جميع خلقك كه در دعاى سمات وارد شده است حمل به او نموده‌اند ، و تعبير بنور اللّه نيز فرموده‌اند چنان كه در قرآن مجيد است :
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
و از حضرت رسالت پناهى روايت كرده‌اند كه فرمود ان الله خلق الخلق فى ظلمة ثم رش عليهم من نوره . الحديث ، و خلق در اين حديث بمعنى تقدير است و تقدير سابق بر ايجاد است و رش نور كنايت از اين افاضه وجود بر ممكنات است بيت :
همه روشن بنور او باشد * هرچه باشد ز نور او باشد
مراد از ظلمت عدم است و ظلمت بر سه قسم است : اول ظلمت عدم ، دويم ظلمت جهل ، سيم ظلمت محسوس ، رفع ظلمت محسوس بضوء شمس و قمر و به اضائت نار است ، و زوال ظلمت جهل بنور معرفت كامله است ، و طمس ظلمت عدم به اضافه وجود است . محققين گفته‌اند مراد از وجه اللّه كه در قرآن مذكور است همين وجود منبسط است مثل آيه شريفه
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
- و
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
- و
كُلُّ شَيْءٍ