هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
بنابراين كه ضمير وجه راجع بذات احديت باشد نه بشىء
و در دعاى كميل فرموده است :
و بوجهك الباقى بعد فناء كل شىء
. و احاديث بسيار در بصائر الدرجات و توحيد صدوق و كافى در تفسير وجه وارد است كه وجه اللّه رسول خدا و ائمه هدى مىباشند
و اول ما خلق الله نورى و روحى
نيز ماثور است .
پس بنابراين بايد مراد از وجود منبسط انوار و ارواح مطهرهء حضرات عظام باشند .
و بعضى گفتهاند حديث
« اول ما خلق اللّه الماء »
محمولست بموجودات عالم جسمانى ، ليكن حق چنانچه بعضى ديگر گفتهاند آنست كه مراد از او ماء عنصرى نيست چنانچه در آيه شريفه
« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
ماء ظاهرى نيست و الا لفظ كل على الظاهر منتقض خواهد شد به ملائكه مقربين و بطبقه نار بلكه بجميع افلاك و عناصر ديگر پس گفتهاند اللّه يعلم ، كنايت است از ماده جسمانيات از جهت قبول نمودن او تشكلات را به سهولت و او مىباشد اول مخلوقات از عالم اجسام چنانچه عقل اول اول موجودات است از عالم ارواح ليكن بهتر آنست كه اشاره باشد بوجود منبسط و منافاتى با حديث
« اول ما خلق اللّه العقل »
ندارد چه عقل اولست نسبت بموجودات متعينه ، و ملايمت دارد با اين توجيه آنچه وارد شد است
ان اول ما خلق الله جوهرة فنظر اليها به عين الهيبة فذابت اجزائها فصارت ماء فتحرك الماء و طفى فوقه زبدا و ارتفع منه دخان فخلق السموات من ذلك الدخان و الارضين من ذلك الزبد
به اينكه بوده باشد « جوهرة » اشارت به اين وجود منبسط اعنى « حق مخلوق به » به زبان اين طايفه كه او ماده جميع مبدعات و ماديات است و ذو بان اجزائه بعد النظر به عين الهيبة اشاره است بورود تعينات و تقيدات و فتق بعد از اينكه بودند رتق و بسوى او اشاره است بقول او :
السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما
و در اين آيه شريفه بايد ملاحظه و تأمل نمود كه فرموده است
فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
پس خدا را مىباشد يدى و ملكوتى و شيئى كه مراد از شىء عالم شهادت باشد اگر ملكوت را اعم از عالم عقل و نفس فراگيريم يد