تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
يعنى منحصر است طريقه معرفت او به اينكه توهم كرده شود اينكه شىء است به حقيقت شيئيت ، موجود است در خارج لذاته و عارض نمىشود او را وجود و شيئيت و ملحق نمىگردد او را صفات و نه كيفيت و نمىباشد معقول بكنه قطعا و نه محدود است بحدود اصلا ، و نه منعوت بصفات ممكنات و نه مشابه به چيزى از مخلوقاتست جناب سرور اولياء فرموده است : و لا خرقت الاوهام حجب الغيوب اليك فاعتقد منك محدودا فى عظمتك چونكه مىباشد حق سبحانه و تعالى از حيثيت ذات و حقيقت در حجاب عزت و غيبت و نيست نسبتى ميانه او و ميانه ما سوى ، پس مىباشد خوض در او ازاين‌جهت و تشوق بطلب او باعث تضييع وقت و طلب مطلوب غيرممكن و ازاين‌جهت است كه جناب بارى بلسان الرحمه اشاره فرموده است
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ .
مرتبه ديگر از وجود وجوديست كه فعل و ظل آن وجود است و جميع نعوت جماليه و جلاليه در او مندمج است نه مثل اندماج جزو در كل يا مظروف در ظرف بلكه مثل اندراج لازم در ملزوم و مثل‌اند راج نصف بودن و ثلث بودن و ربع بودن در واحد عددى پيش از آنكه جزو دو و سه و چهار شود يعنى عدد يك را چون ملاحظه كنى قبل از آنكه جزو دو شود نصف دو بودن در او مندمج است و پيش از آنكه جزو سه شود ثلث سه بودن در او مندمج است ، همچنين احاطه وجود منبسط بما سوى و نسبت اين وجود به او مثل نسبت شعاع و ضوء شمس است به او چنانچه شعاع شمس منبسط است بر موجودات حسيه اين وجود هم منبسط است بر جميع موجودات و عمومش بر سبيل كليت نيست بلكه نحو ديگر است براى اينكه وجود محض تحصل و فعليت است و كلى اعم از اينكه طبيعى بوده باشد يا عقلى مبهم است و محتاج است در تحصل و وجود « 1 » بانضمام شىء ديگر تا آن شىء منشأ وجود و حصول او بشود . وحدت اين وجود وحدت عدديه نيست كه مبدا اعداد مىشود براى اينكه اين وجود منبسط بر هياكل ممكنات و بر الواح ماهيات منضبط نيست در وصف خاص و منحصر نيست در حد معين از قدم و حدوث و تأخر و كمال و نقص و عليت و معلوليت
هامش
( 1 ) - نسخه و بستان : در تحصيل وجود خودش .