و امر بمعروف و نهى از منكر نزد تحقق و شرائط اينها حق و ثابت است ،
« حلال محمد حلال الى يوم القيامة و حرامه حرام الى يوم القيامة »
حاصل كلام آنكه .
بيت :
ز شرع ار يك دقيقه ماند مهمل * شوى در هر دو كون از دين معطل
( گفتار در بيان اعتقادات صوفيه در وحدت وجود )
بر راى طالبان طريق و سالكان راه تحقيق پوشيده نماند كه شيخ ما ادام اللّه بركاته مىفرمايد كه جناب حق سبحانه و تعالى وجود بحت و انيت محض است ، در آن مرتبه اسمى و رسمى و نعتى نيست بلكه كل در آن مستهلكند و آن مرتبه را تعبير بمجهول مطلق نموده و صوفيه غيب الغيوب فرمودهاند باعتبار آنكه خبرى نمىتوان داد و لسان بيان آن نمىتوان گشاد عقول عقلاء و فهوم فهماء در آنجا قاصر و معرفت عرفاء و بصيرت انبياء همه در آن فاتر است نظر به اين مقام است كه گفتهاند :
امر معقول يرى اثره و لا يرى عينه اين مرتبه را حكماء وجود خاص موسوم گردانيدهاند و عرفاء او را به شرط لا ، واحديت ذاتيه صرفه را بطن كل باطن ناميدهاند « 1 » جميع انبياء و اولياء و حكماء باختلاف مشارب از اين مقام خبرى و علمى ندارند و چگونه خبرى و علمى توان داشت كه اگر خبرى يا علمى به آن مرتبه رسد محدود و محاط خواهد شد تعالى الله عن ذلك .
و
فى الكافى عن عبد الرحمن بن ابى نجران قال سألت ابا جعفر عن التوحيد فقلت أتوّهم شيئا فقال نعم غير معقول و لا محدود
. نعم تصديق است كه واقع شده است موقع جمله يعنى توهم و تصور مىكنى شىء را كه معقول بذات مقدسه خود نيست و محدود باجزاء حقيقيه مثل ماده و صورت نيست و محدود بحدود عقليه و حسيه نيست چه اگر به اين وجه او را توهم و تصور نموده باشد محدود و مقصور است بتوحيد معتقد نشده بلكه او را شريك با مخلوقات ساخته و اشاره فرموده است به او بقول خود كه فما وقع وهمك عليه من شىء فهو خلافه لا يشبهه شىء و لا تدركه الاوهام كيف تدركه الاوهام و هو خلاف ما يتصور فى الاوهام انما يتوهم شىء غير معقول و لا محدود
هامش
( 1 ) - كذا