نكردهاند نه با قيد تسنن و نه مطلق اما چند نفر ديگر از علماء شيعه كه ملا محمد باقر نقل انكار از ايشان نموده و كتب غير مشهور نسبت به ايشان داده آن كتب و اسناد آنها بر آن علما غير ثابتست و در كلام ملا محمد باقر تناقض بسيار است و تناقض در كلام نمىشود مگر از جهل متكلم و عدم ملاحظه بما قال و بما قيل ، اما نقض اول آنكه ؛ گفته است كه صوفيه دو بدعت كردهاند يكى ذكر جلى و ديگر ذكر خفى و حال آنكه شيخ صفى الدين در تذكره احوال او كه بمقالات مشهور است ازاينقرار مذكور است :
بيان احوال شيخ در مجالس ذكر جلى از وجد و سماع و حالات از مشايخ ما قبل و ما بعد او . و ذكر خفى از ايشان اظهر و اشهر از آنست كه انكار وقوع توان نمود . « 1 »
و ابن فهد در عدة الداعى احاديث در مدح مجالس ذكر و اهل آن و امر بدخول در حلقهء ذكر نقل نموده و ذكر جلى را از اقسام ذكر شمرده و ذكر خفى را افضل شمرده پس اگر ذكر خفى و جلى بدعتست پس شيخ صفى و ابن فهد از اهل بدعت خواهند بود و حال آنكه ايشان را مدح نموده و اين نقض قول « 2 » اوست كه ذكر جلى و خفى را بدعت دانسته .
و ديگر ملا محمد تقى والد ملا محمد باقر كه در تصوف اظهر من الشمس و ابين من الامس است و تصانيف او مثل شرح من لا يحضره الفقيه و رساله در جواب و رد ملا محمد طاهر قمى و ديگر كتب مدح مشايخ و اثبات مشروعيت طريقه ايشان نموده و خود داخل حلقههاى ذكر مىشده و مطربها « 3 » داشته . ملا محمد باقر در بعضى از مواضع كتبش فرموده كه پدر من صوفى نبوده ، و در جائى بيان نموده كه پدرم آخر كار توبه كرده و حال آنكه خود احاديث نقل نموده كه توبه از اهل بدعت قبول نمىشود و در موضع ديگر گفته كه پدر من نزد صوفيه تردد مىنمود تا آنكه ايشان را هدايت نمايد ، قبل از اين مذكور شد كه معترف بود كه صوفى از شيعه جماعتى نيز بودهاند مثل شيخ صفى و ابن فهد و غيره ايشان را صوفيه شيعه شمرده و مدح نموده اگر كسى متوجه تناقض سخن ملا محمد باقر بشود دفتر ديگر و كتاب علىحده گردد .
هامش
( 1 ) - بستان : و حال آنكه در تذكرهها احوال شيخ صفى الدين مسطور است و بيان احوال شيخ . . . و نيز از مشايخ . . .
( 2 ) - بستان : نقيض قول .
( 3 ) - بستان : طربها .