اما ميرزا باقر ملاباشى شيراز قبل از اين بطريق اشارت مذكور شد كه وى از جماعتى است كه خود را عالم مىپندارد و مقتدا و پيشواى خلق مىشمارد و احوال او اجمالا آنكه در زمان هزار و دويست و هفت ملاباشى شيراز گرديده و خويش را مرجع عوام كالانعام گردانيده در اينجا همينقدر كافيست و بر عدم تدين و ادراك او دليل شافى .
اما حاجى ميرزا هادى امام جمعه و جماعت شيراز خود را هادى خلق فرض كرده و پيشواى مردم شده او را در دانش پايهئى نيست و در بينش مايهئى نى ، همواره تابع هواى خويش است و پيرو نفس كافر كيش ، در مرتع خود رائى مىچرد تدين فروخته اموال مردم را مىخرد .
اما حاجى محمد حسن قزوينى بر اخبار و احاديث ائمه اطهار واقف و باحوال فرقه صوفيه فىالجمله عارف بسبب حب جاه دشمن اين فرقه گرديده و به جهت حرص بر خارف و زينت دنيا چشم پوشيده و در تيه جحد و انكار اسب اصرار مىتازد و مردم را بتخييلات چند و تسويلات ناپسند مىاندازد چون از بدايت حال تا نهايت احوال بطريق ارث ، تاجرپيشه و معامله انديشه بوده لهذا دولتى وافر و ثروتى متكاثر حاصل نموده بسبب دولت و ثروت آنچه مىگويد عوام الناس به علت طمع طريق اطاعتش مىپويند .
اما شيخ موسى اخبارى ساكن شيراز در اخبار ائمه معصومين خبير و بر احاديث اهل بيت طاهرين فىالجمله بصير است اما در مايل بودن او به دنيا و حرصش بزر و سيم پيشرو مردم دنيادار است احوال هر يك از ايشان بطريق تفصيل جهت تنبيه اهل غفلت در ضمن ذكر شيراز از مساعدت بخت مأمولست .
* * * دانائى مىگويد : كه علماى اماميه بسه فرقهاند : اول اصولى كه در كشور ايران عدت و شوكتى تمام دارند دويم اخبارى كه جالس مجالس گوشه و كنارند سيم حكماء ، اين فرقه در انكار يكديگر سعى بليغ دارند و در رد و مذمت همديگر اصرار بسيار مىنمايند و حكم بر تكفير يكديگر مىكنند و فتوى بر قتل همديگر مىدهند بسبب حب جاه و رفعت دستگاه در اهانت صوفيه موافقت دارند در كمال نفاق
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٣٣٠