تعالى و تقدس مىنمايند گفته كه صوفيه از اهل سنت قائل شدهاند كه حق سبحانه و تعالى در عرفاء حلول مىفرمايد و بازگفته كه ايشان قايلند بهآنكه عرفاء بعد از وصول عبادت از ايشان ساقط مىگردد ، و نيز گفته كه من در روضهء امام همام ابا عبد اللّه الحسين ديدم چند نفر از صوفيان را كه نماز شام كردند و يكى از ايشان نماز نكرد بعد از آن نماز عشا كردند و آن يك نفر نماز نكرد پس پرسيدم از ايشان كه آن يك نفر چرا نماز نكرد ايشان گفتند كه او را احتياج به نماز نيست زيرا كه او و اصل به خدا شده از اين كلام معلوم مىشود كه علامه انكار اين فرقه نموده .
جواب آنكه علامه انكار صوفى سنى و حلولى را فرموده و حال آنكه سنى و حلولى هيچيك صوفى نيست پس علامه انكار صوفى ننموده و زبان طعن بر اين فرقه نگشوده ، از اين قيد كه صوفى از اهل سنت گفته ظاهر مىشود كه او نيز بتفصيل قائل باشد و بعضى از صوفيه كه مقيد به اين قيد نباشند نيكو داند و اين منافى آنست كه در كتب ديگر از او ظاهر مىشود زيرا كه علامه را اعتقاد آنست كه صوفيه جميعا انتساب خود را به حضرت امير المؤمنين مىرسانند چنان كه در منهاج الكرامة كه يكى از تصنيفات اوست در اثبات امامت و ديگر كتب از او مذكور است ، هرگاه او را اين اعتقاد بود خالى از آن نيست كه انتساب ايشان به حضرت امير المؤمنين و از آن جناب بدون واسطه به حضرت رسول به ترتيب الى آدم عليه السّلام منتهى مىگردد زيرا كه سيد و مقتدا حضرت رسول است صلى اللّه عليه و آله و سلم بعد از آن ديگران بنيابت و خلافت آن حضرتند يا آنكه بهواسطه خلفاء ثلاثه مقدم به حضرت امير المؤمنين مىرسد پس اگر بدون واسطه مىدانند هيچ فردى از ايشان سنى نخواهند بود زيرا كه شيعه عبارتست از جماعتى كه حضرت امير المؤمنين را بلا واسطه نايب و خليفه حضرت رسول دانند و حال آنكه صوفيه چنيناند پس صوفيه را از اهل سنت گفتن صحيح نيست ، و اگر بهواسطه مىدانند هيچيك از ايشان شيعه نخواهند بود زيرا كه سنى عبارتست از جماعتى كه حضرت امير المؤمنين را بلا واسطه خليفه حضرت رسول نمىدانند و حال آنكه صوفيه چنين نيستند بلكه شيعه واقعى ايشانند پس قول علامه در كتاب كشف الحق با آنچه در كتب ديگر
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٣٢٥