در تحصيل ما يحتاج طالبان حق سعى نموده راحت به ايشان مىرسانند .
اما عباد طايفهئى باشند كه پيوسته عبادات و فنون نوافل را مواظبت و ملازمت مىنمايند از جهت نيل ثواب اخروى ابواب طاعت و عبادت به روى خود مىگشايند اين وصف در صوفى موجود است ليكن از شوايب علل معرا و از اغراض « 1 » مبراست ايشان حق را براى حق پرستند و از شراب رضاى حق مدام مستند .
پس معلوم شد كه واصلان دو طايفهاند يكى آنكه بعد از وصول و فنا حق تعالى ايشان را براى ارشاد خلايق رجوع مىنمايد و ديگر آنكه بعد از وصول و فنا ايشان را بخلق رجوعى نيست فرقه اول مشايخند و فرقه دويم مجذوبان
و سالكان شش طايفهاند دو فرقه از ايشان سالكان طريق حق و طالبان جمال مطلقند يكى متصوفه و ديگرى ملامتيه . و چهار طايفهء ديگر سالكان و طالبان آخرتند كه ايشان زهاد و فقراء و خدام و عبادند هر يك از اين طوايف هشتگانه را غير از متصوفه دو متشبه مىباشد يكى متشبه محق و ديگرى مبطل .
بيان اقسام متشبه محق و مبطل
فايده - بدانكه متشبه محق به صوفيان ، متصوفهاند كه مطلع به نهايت احوال صوفيان شده و به آن مشتاق باشند و بسبب بقاى صفات نفسانى از بلوغ به مقصد و مقصود معوق و ممنوعند
و متشبه مبطل به صوفيان جماعتى باشند كه خود را در كسوت ايشان درآرند و از كليه عقايد و اعمال و احوال ايشان باطل و عاطل باشند و ربقهء اطاعت از گردن برداشته خليع العذار در مرتع اباحت مىچرند و مىگويند تقيد به احكام شريعت و اعمال طريقت وظيفهء عوام است كه نظر ايشان بر ظاهر اشياء است اما حال خواص و اهل حقيقت از آن عالىتر است كه برسوم ظاهر پردازند و خود را بظواهر شريعت و اعمال طريقت اندازند اين طايفه را باطنيه و مباحيه خوانند .
اما متشبه محق بمجذوبان و اصل طايفهئى باشند از اهل سلوك كه سير ايشان هنوز در قطع منازل نفوس ايشان اتمام نيافته و از تابش حرارت طلب وجودشان در قلق و اضطراب درآمده و پيش از ظهور تباشير صبح كشف ذات استوار در مقام فنا گاهگاهى
هامش
( 1 ) - بستان السياحة : اغراض خلل .