يافتند و بعد از كمال وصول مرتبه ولايت بتكميل ديگران نشتافتند ايشان بتكميل خلق مأمور نشدهاند از عالم فنا بسراى بقا نيامدهاند اين طايفه مسمى به مجذوبين مىباشند ، از براى اظهار فضل و كمال اين فرقه بر مردمان تا آنكه پاس رعايت ايشان نمايند حضرت سيد الشهداء و خامس آل عبا در دعاى عرفه مىفرمايد
« الهى حققنى بحقايق اهل القرب و أسألك مسلك اهل الجذب »
مطلب از آن اظهار عظمت شان ايشانست و الاكمال اهل جذب پرتو آفتاب كمال آن جنابست .
سالكان طريق كمال
نيز بر دو قسمند : طالبان مقصد اعلا ، و مريدان وجه اللّه . طالبان حق نيز بر دو قسمند . يكى متصوفه ، و ديگر ملامتيه . متصوفه آن جماعتاند كه از بعضى صفات نفسانى گذشتهاند و ببعضى از صفات صوفيان موصوف گشتهاند و مطلع بر نهايات احوال ايشان گرديدهاند و بمراتب ايشان علم به هم رسانيدهاند اما هنوز بقيد بعضى از صفات نقص بازماندهاند بدان سبب بوصول غايات اهل قرب و صوفيه خود را نرسانيدهاند ،
اما ملامتيه آن فرقهاند كه در رعايت معنى اخلاص و محافظت صدق بهغايت مىكوشند و طاعات و عبادات خود را از انظار اغيار مىپوشند چنان كه عاصى از ظهور معصيت بر حذر است ايشان از ظهور طاعات بر حذر باشند . بعضى گفتهاند كه ملامتيه آن جماعتند كه اظهار فعل خيرى نمىنمايند و خيال شرى نمىفرمايند هر چند اين فرقه عزيزالوجودند ليكن هنوز حجاب وجود غير از نظر ايشان به كلى مرتفع نگشته و از خيال اغيار و فكر خلق نگذشتهاند بدان سبب از مشاهده جمال توحيد محجوب گرديدهاند و بمقام كمال و منزل تقدير نرسيدهاند زيرا كه اخفاى اعمال و ستر احوال از نظر غير مشعر است به رؤيت وجود غير و نفس خود كه قاطع معنى توحيد است ،
صوفى آنست كه جذبهء قديم صوفيه را به كلى از ايشان برداشته « 1 » و حجاب خلق و انانيت خود در ميان نگذاشته در اتيان طاعات و صدور خيرات خود را و خلق را نه بيند و اخفاء اعمال و ستر احوال را بر ظهور و بروز نگزيند اگر مصلحت وقت در اظهار طاعات باشد اظهار فرمايند و اگر نباشد اخفاء نمايند پس ملامتيه مخلصانند بكسر لام و
« المخلصون فى خطر عظيم »
بيان حال ايشانست ، و صوفيه مخلصانند بفتح
هامش
( 1 ) - كذا - بستان السياحة : صوفى آنست كه جذبهء قديم وى را به كلى از ميان برداشته .